توضیح عکس توضیح عکس
توضیح عکس تبلیغات

وبلاگ یک مهندس...

وبلاگ یک مهندس...

داستان کوتاه ویلدنبرگ بزرگ نوشته زیگفرید لنتس ترجمه رضا نجفی

با رسیدن‌ نامه، امید تازه‌ای‌ به‌ دلم‌ راه‌ یافت. نامه‌ای‌ بود کوتاه‌ و بدون‌ مخاطب‌ که‌ بانزاکتی‌ متعارف‌ و بابی‌قیدی‌ دیکته‌ شده‌ بود. نامه، فاقد احساس‌ همدردی‌ و با این‌ قصد که‌ با کلامی‌ پنهانی‌ و شاید ناخواسته‌ به‌ من‌ بفهماند که‌ شرایطم‌ پذیرفته‌ شده‌ است، نوشته‌ شده‌ بود. هر چند که‌ نامه‌ را چندین‌ بار خواندم‌ و به‌ دنبال‌ سخنانی‌ گشتم‌ که‌ ترسیدم‌ به‌ خاطر هیجان‌ مطالعة‌ نخستین، آنها را از نظر انداخته‌ باشم‌ و هر چند که‌ تلاشم‌ برای‌ یافتن‌ مطلب‌ جالب‌ و برگزیده‌ای‌ از درون‌ نامه‌ با شکست‌ مواجه‌ شد، اما تصور کردم‌ که‌ می‌توانم‌ به‌ همین‌ نامه‌ هم‌ کمابیش‌ امید ببندم، زیرا از من‌ دعوت‌ کرده‌ بودند که‌ نزدشان‌ بروم‌ یا شاید بتوان‌ گفت‌ توصیه‌ کرده‌ بودند که‌ به‌ کارخانه‌ بروم‌ و خودم‌ را معرفی‌ کنم.
    نامه‌ را تا کردم‌ و برای‌ اینکه‌ در صورت‌ لزوم‌ به‌ سرعت‌ در دسترسم‌ باشد آن‌ را داخل‌ کیف‌ پولم‌ گذاشتم‌ و به‌ طرف‌ کارخانه‌ به‌ راه‌ افتادم. آنجا کارخانه‌ مفتول‌سازی‌ بود با ساختمانی‌ عریض‌ و طویل. هنگامی‌ که‌ از خانه‌ خارج‌ شدم‌ هوا تاریک‌ بود و برف‌ می‌بارید. در پناه‌ دیواری‌ بلند و آجری‌ پیش‌ می‌رفتم. لامپهای‌ مهتابی‌ راه‌ را روشن‌ می‌ کردند. ریلهایی‌ که‌ در سنگفرش‌ خیابان‌ جاسازی‌ شده‌ بودند، درخششی‌ مات‌ داشتند. برف‌ روی‌ آنها نمی‌نشست. امتداد ریلها مرا به‌ یک‌ ورودی‌ هدایت‌ کرد. ریلها با اندکی‌ پیچیدگی‌ از خیابان‌ جدا می‌شدند از زیرسیم‌ خارداری‌ می‌گذشتند و آنگاه‌ درون‌ انبار تاریکی‌ ناپدید می‌شدند.
    کنار دروازه‌ کارخانه، آلونک‌ چوبی‌ نگهبان‌ با لامپ‌ کم‌ نوری‌ که‌ از سقف‌ آویزان‌ بود، روشن‌ می‌شد. زیر نور زرد چراغ‌ نگهبان‌ را دیدم. مردی‌ بود پیر و بد اخلاق‌ که‌ مقابل‌ میز چوبی‌ کهنه‌ای‌ نشسته‌ بود و مرا نگاه‌ می‌کرد. به‌ طرف‌ آلونک‌ رفتم. نگهبان‌ گوشش‌ را به‌ پنجره‌ چسباند و منتظر شد تا چیزی‌ بگویم. سکوت‌ کردم، عصبانی‌ شد و پنجره‌ کوچک‌ را باز کرد. هوای‌ مانده‌ و گرفته‌ اتاقک‌ خورد توی‌ صورتم. معلوم‌ بود که‌ نگهبان‌ نگران‌ خارج‌ شدن‌ گرمای‌ داخل‌ اتاقک‌ است، بی‌صبرانه‌ پرسید:
    "چه‌ کسی‌ رو می‌خواستین؟ وقت‌ قبلی‌ داشتین؟"
    گفتم‌ که‌ مرا دعوت‌ کرده‌اند. واضافه‌ کردم‌ اگر بخواهد می‌توانم‌ نامه‌ را به‌ او نشان‌ دهم، و افزودم، نامه‌ توسط‌ شخصی‌ به‌ نام‌ ویلدنبرگ‌ امضا شده‌است.
به‌ محض‌ اینکه‌ این‌ اسم‌ را به‌ زبان‌ آوردم، نگهبان‌ نگاهی‌ به‌ ساعتش‌ انداخت، سپس‌ با دلواپسی‌ و اندکی‌ تمسخر به‌ من‌ نگاه‌ کرد و من‌ احساس‌ کردم‌ که‌ او ناراحتی‌ شخصی‌اش‌ را فراموش‌ کرده‌ و نسبت‌ به‌ من‌ تنها گونه‌ای‌ احساس‌ همدردی‌ شغلی‌ دارد، پرسیدم: "آقای‌ ویلدنبرگ‌ تشریف‌ ندارن؟"
    نگهبان‌ گفت: "اون‌ تقریباً‌ همیشه‌ اینجاست، به‌ ندرت‌ پیش‌ می‌یاد که‌ اینجا نباشه‌ اما شما امروز نمی‌تونین‌ اونو ببینین." و سپس‌ برایم‌ توضیح‌ داد که‌ رسیدن‌ به‌ حضور ویلدنبرگ‌ تا چه‌ حد سخت‌ است‌ و بعد هم‌ شرح‌ داد که‌ مسئولیت‌ ویلدنبرگ، مردی‌ که‌ در سکوت‌ و تنهایی‌ و پشت‌ درهای‌ بسته‌ و دست‌ نیافتنی، تصمیماتش‌ را اتخاذ می‌کند، تا چه‌ حد سنگین‌ است‌ و گفت‌ که‌ آمدن‌ من‌ به‌ آنجا در آن‌ ساعت‌ هر چند از من‌ دعوت‌ شده‌ باشد، بی‌فایده‌ است. نگهبان‌ به‌ من‌ توصیه‌ کرد که‌ روز بعد دوباره‌ بیایم. بعد شانه‌هایش‌ را بالا انداخت، آه‌ کشید و گفت‌ این‌ تنها پیشنهادی‌ است‌ که‌ می‌تواند به‌ من‌ بکند و اگر به‌ آن‌ عمل‌ کنم‌ به‌ سودم‌ خواهد بود. توصیه‌ نگهبان‌ را پذیرفتم‌ و به‌ خانه‌ رفتم.
    روز بعد، صبح‌ زود بار دیگر به‌ طرف‌ کارخانه‌ به‌ راه‌ افتادم، مهتابیها هنوز روشن‌ بودند، هوا سرد بود و از جلوی‌ غذاخوری‌ کارخانه‌ بوی‌ کلم‌ می‌آمد. نگهبان‌ استقبال‌ گرمی‌ از من‌ کرد. به‌ نظر می‌رسید که‌ منتظر من‌ بوده‌ است. با اشاره‌ به‌ من‌ فهماند که‌ بیرون‌ منتظر باشم‌ و خودش‌ مدتی‌ طولانی‌ با تلفن‌ مشغول‌ شد و سرانجام‌ با شعف‌ هر چه‌ تمامتر توضیح‌داد که‌ موفق‌ شده‌ است‌ برایم‌ راهی‌ به‌ داخل‌ کارخانه‌ باز کند. حالا می‌توانستم‌ بدون‌ دردسر به‌ دفتر دکتر پتر بروم. منشی‌ او در آنجا منتظر من‌ بود.
    منشی، دختری‌ بود فرز و لاغر. یک‌ فنجان‌ چای‌ تازه‌ دم‌ تعارفم‌ کرد و از اینکه‌ باید فوری‌ دنبال‌ کاری‌ برود، معذرت‌ خواست. چای‌ را به‌ فال‌ نیک‌ گرفتم. تعارف‌ آن‌ چنان‌ اعتماد و اطمینانی‌ در من‌ ایجاد کرد که‌ یکی‌ از دو سیگار موجودم‌ را به‌ منشی‌ تعارف‌ کردم. اما او آن‌ را رد کرد. خودم‌ هم‌ نکشیدم، زیرا هر لحظه‌ ممکن‌ بود دکتر پتر از داخل‌ اتاقش‌ بیرون‌ بیاید. صداهایی‌ از پشت‌ در اتاقش‌ به‌ گوش‌ می‌رسید. صداهایی‌ شبیه‌ خش‌ خش‌ و نجوا. بیرون، هوا روشن‌ شده‌ بود. مهتابیها خاموش‌ شدند و منشی‌ از من‌ پرسید که‌ آیا می‌تواند چراغ‌ را خاموش‌ کند؟ جوابی‌ طولانی‌ و مفصل‌ به‌ او دادم، به‌ امید اینکه‌ شاید بتوانم‌ سر صحبت‌ را با او باز کنم. زیرا به‌ نظر می‌رسید به‌ خاطر اینکه‌ دکتر پتر مرا معطل‌ کرده، معذب‌ است. اما دخترک‌ توجهی‌ به‌ حرفهایم‌ نکرد و بی‌درنگ‌ خودش‌ را دوباره‌ پشت‌ ماشین‌ تحریر-  آنجا که‌ احساس‌ امنیت‌ می‌کرد-  مخفی‌ کرد.
    دکتر پتر خیلی‌ دیر بیرون‌ آمد. به‌ طرزی‌ غیر منتظره‌ چهرة‌ جوانی‌ داشت. از اینکه‌ آنقدر مرا معطل‌ کرده‌ بود، معذرت‌ خواست‌ و از میان‌ راهرویی‌ راهنمایی‌ام‌ کرد. بخصوص‌ از این‌ موضوع‌ عذر خواهی‌ کرد که‌ ویلدنبرگ، این‌ سرکارگر بزرگ‌ و منزوی، آرامشی‌ برای‌ کسی‌ باقی‌ نمی‌گذارد و مرتب‌ سئوال‌ می‌کند و می‌خواهد بارها و بارها از همه‌ چیز مطمئن‌ شود و در نتیجه‌ مانع‌ این‌ می‌شود که‌ آدم‌ بتواند برنامة‌ روزانه‌ صحیحی‌ را اجرا کند. از اینکه‌ می‌بایست‌ چند دقیقه‌ دیگر جلوی‌ ویلدنبرگ‌ بزرگ‌ خودم‌ را معرفی‌ کنم، اندکی‌ واهمه‌ داشتم. به‌ خوبی‌ حس‌ می‌کردم‌ که‌ چطور کف‌ دست‌هایم‌ از عرق‌ پوشیده‌ است‌ و آرزو می‌کردم‌ دوباره‌ به‌ اتاق‌ منشی‌ برگردم.
    دکتر پتر و من‌ از میان‌ دفتری‌ گذشتیم‌ و او مرا به‌ داخل‌ اتاقی‌ برد که‌ در آن‌ فقط‌ یک‌ میز تحریر و دو صندلی‌ قرار داشت. از من‌ خواهش‌ کرد روی‌ یکی‌ از صندلیها بنشینم‌ و منتظر دکتر پترسون‌ بمانم. او، آن‌طور که‌ دکتر پتر می‌گفت، وردست‌ ویلدنبرگ‌ بود و همة‌ موانع‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ مرد بزرگ‌ از پیش‌پایم‌ برمی‌داشت. پتروانمود می‌کرد که‌ در حال‌ تشریح‌ موقعیتی‌ است‌ که‌ در آن‌ قرار گرفته‌ام. با تحسین‌ فراوان‌ از مهارت‌ ویلدنبرگ‌ در شناسایی‌ افراد صحبت‌ می‌کرد و سرانجام‌ دستی‌ به‌ شانه‌ام‌ زد و از من‌ خداحافظی‌ کرد. وقتی‌ تنها شدم‌ بار دیگر به‌ حرفهایش‌ فکر کردم‌ و دوباره‌ طنین‌ صدایش‌ را در گوشهایم‌ شنیدم‌ و احساس‌ کردم‌ در تحسینش‌ از ویلدنبرگ‌ استهزایی‌ نهفته‌ است.
    دکتر پترسون، بنابر گفته‌ منشی‌ که‌ به‌ بهانه‌ای‌ داخل‌ اتاق‌ شد، در جلسه‌ بود. منشی‌ نمی‌توانست‌ دقیقاً‌ بگوید که‌ او چه‌ وقت‌ از جلسه‌ خارج‌ می‌شود. اما گفت‌ که‌ بدون‌ شک‌ جلسه‌ مدت‌ زیادی‌ طول‌ نخواهد کشید. دلیلش‌ برای‌ این‌ حرف‌ این‌ بود که‌ جلسات‌ معمولاً‌ بسیار خسته‌کننده‌ هستند. بعد لبخند پرمعنایی‌ تحویلم‌ داد و تنهایم‌ گذاشت.
    منشی‌ حق‌ داشت. ده‌ دقیقه‌ نگذشته‌ بود که‌ سروکله‌ دکتر پترسون‌ پیدا شد او غولی‌ بود با چشمانی‌ نمناک. از من‌ خواست‌ بلند نشوم‌ و سپس‌ با هم‌ مشغول‌ صحبت‌ شدیم. او گفت‌ که‌ نامه‌ درخواست‌ کارم‌ هنوز نزد ویلدنبرگ‌ است‌ و او با وجود بار و مسئولیت‌ خطیر شغلیش‌ آن‌ را نزد خود نگه‌ داشته‌ است‌ ومن‌ پس‌ از روبرو شدن‌ با او نه‌ تنها نباید دیگر سراغ‌ آن‌ نامه‌ را بگیرم، بلکه‌ حضورم‌ را نیز در آنجا به‌ کوتاهترین‌ زمان‌ ممکن‌ برسانم.
    دکتر پترسون‌ گفت: "من‌ اطمینان‌ دارم‌ که‌ هر چقدر شما حضورتان‌ را نزد آقای‌ ویلدنبرگ‌ کوتاهتر کنید، خلق‌ و خوی‌ او نیز به‌ همان‌ نسبت‌ بهتر خواهد شد. افرادی‌ نظیر او همه‌ کارها را در کوتاه‌ مدت‌ و به‌ صورت‌ فشرده‌ انجام‌ می‌دهند."
    سپس‌ از من‌ خواست‌ دنبالش‌ بروم. دری‌ را زد و هنگامی‌ که‌ صدایی‌ از درون‌ به‌ گوش‌ رسید که‌ می‌گفت: "داخل‌ شوید" بار دیگر اشاره‌ سریعی‌ به‌ من‌ کرد که‌ توصیه‌هایش‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشم‌ و اجازه‌ داد داخل‌ شوم. صدای‌ بسته‌ شدن‌ در را پشت‌ سرم‌ شنیدم. صدایی‌ دوستانه‌ و ضعیف‌ گفت: "بفرمایید، بیایید اینجا نزدیک‌ من".
    به‌ گوشه‌ اتاق‌ که‌ صدا از آنجا می‌آمد، نگاه‌ کردم. مرد کوچک‌ اندام، دردمند و متبسمی‌ را پشت‌ میز تحریر غول‌ آسایی‌ دیدم. در حالی‌ که‌ عینکی‌ یک‌ چشمی‌ زده‌ بود با دستپاچگی‌ سلام‌ و احوالپرسی‌ کرد و با دستی‌ کوچک‌ ونقرسی‌ با من‌ دست‌ داد. با حجب‌ و حیا از من‌ خواهش‌ کرد بنشینم.
    پس‌ از اینکه‌ نشستم‌ شروع‌ به‌ صحبت‌ کرد. داستان‌ کارخانه‌ را از اول‌ تا آخر برایم‌ تعریف‌ کرد و هنگامی‌ که‌ در یکی‌ از مکثهایش‌ سعی‌ کردم‌ مرخص‌ شوم، مصرانه‌ از من‌ تمنا کرد که‌ بمانم‌ و هنگامی‌ که‌ دوباره‌ سر جایم‌ نشستم‌ با طول‌ و تفصیل‌ بسیار از من‌ تشکر کرد. از تنهایی‌اش‌ شکایت‌ می‌کرد و آرنج‌ کوچکش‌ را روی‌ میزتحریر خالی‌ می‌کشید. دیگر بی‌تاب‌ شده‌ بودم. یاد نصیحتهایی‌ که‌ به‌ من‌ شده‌ بود، افتادم، اما نیاز این‌ مرد به‌ صحبت‌ کردن، واقعی‌ به‌ نظر می‌رسید، در نتیجه‌ ماندم.
    ساعتهای‌ متمادی‌ نزدش‌ ماندم. قبل‌ از اینکه‌ خداحافظی‌ کنم، در مورد درخواست‌ اشتغال‌ به‌ کار پرسیدم. لبخند محزونی‌ زد و به‌ من‌ اطمینان‌ داد که‌ هرگز چنین‌ درخواستی‌ را ندیده‌ است. گفت‌ هر چند که‌ گاه‌ و بی‌گاه، به‌ این‌ دلیل‌ که‌ احساس‌ تنهایی‌ نکند، چیزهایی‌ می‌آورند که‌ امضأ کند، اما بعد بی‌درنگ‌ برگه‌ امضاشده‌ را از او پس‌ می‌گیرند. آنگاه‌ نجواکنان‌ به‌ من‌ توصیه‌ کرد که‌ شانسم‌ را پیش‌ دکتر پترامتحان‌ کنم، گفت‌ او اختیارات‌ بیشتری‌ دارد و می‌توان‌ از طریق‌ دربان‌ به‌ او دسترسی‌ پیداکرد.
    چاره‌ای‌ جز باور کردن‌ حرفش‌ نداشتم. از ویلدنبرگ‌ بزرگ‌ خداحافظی‌ کردم. دم‌ در اتاق‌ که‌ رسیدم‌ تاتی‌ تاتی‌ کنان‌ به‌ سویم‌ آمد، آستینم‌ را کشید و با التماس‌ از من‌ خواست‌ که‌ بزودی‌ دوباره‌ به‌ ملاقاتش‌ بروم. به‌ او قول‌ دادم‌ این‌ کار را بکنم.


برچسب‌ها: داستان کوتاه ویلدنبرگ بزرگ نوشته زیگفرید لنتس, ادبیات معاصر المان, بهترین داستان های کوتاه از بهترین نویسندگان جهان, داستان کوتاه ادبیات المانی رضا نجفی, داستان کوتاه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 10:3  توسط spow  | 

زیگفرید لنتس، از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات معاصر آلمان، بامداد سه‌شنبه هفتم اکتبر در هامبورگ درگذشت. لنتس که از چند سال پیش سخت بیمار بود، هنگام مرگ ۸۸ سال داشت.

زیگفرید لنتس در ۱۷ مارس ۱۹۲۶ در خانواده‌ای ساده در شهر کوچک لیک در پروس شرقی، که امروز در لهستان قرار گرفته، متولد شد. پدرش کارمند گمرک بود و پس از مرگ زودهنگام او، مادر نیز او را ترک کرد و نگهداری از پسر را به مادربزرگش سپرد.

زیگفرید لنتس در سال ۱۹۴۳ در ۱۷ سالگی به لشکر "جوانان هیتلری" احضار شد و به همراه نیروی دریایی به جبهه اعزام شد. پسر جوان در دانمارک از واحد ارتشی خود فرار کرد و در آخرین ماه‌های جنگ به دست ارتش بریتانیا اسیر شد، اما کمی پس جنگ آزاد شد.

زیگفرید لنتس پس از آزادی از اسارت به هامبورگ رفت و تا پایان عمر در این شهر زندگی کرد. او پس از جنگ در دانشگاه هامبورگ در رشته زبان و ادبیات انگلیسی شروع به تحصیل کرد اما به زودی تحصیل را رها کرد و به عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار مشغول کار شد.

با شکل‌گیری "گروه ۴۷" او از اولین اعضای آن بود. این گروه جمعی غیررسمی و نامتشکل از نویسندگان متعهد و مخالف رژیم نازی بود که از سال ۱۹۴۷ هر سال دور هم گرد می‌آمدند. آنها سبک‌ها و دیدگاه‌هایی متفاوت داشتند و تنها در یک گرایش یگانه بودند: بیزاری از رژیم نازی، افشای سازوکار پلید آن و جلوگیری از تکرار آن تجربه فاجعه‌بار.

لنتس از اوایل دهه ۱۹۵۰ با طرح مسائل اجتماعی در داستان‌های کوتاه به شهرت رسید. به ویژه نگاه ظریف و لحن طنزآمیز او در دل خوانندگان نشست.

او مانند دوست و همکار نامورش، هاینریش بل، به آلمان پس از جنگ و پیامدهای روحی "معجزه اقتصادی" توجهی ویژه نشان داد، به ویژه سرنوشت تلخ انسان‌های عادی و ضربه‌پذیری که قربانیان اصلی رژیم‌های خودکامه هستند.

لنتس پس از نشر رشته‌ای از داستان‌های کوتاه، نمایشنامه‌هایی برای صحنه و رادیو، در سال ۱۹۶۸ رمانی منتشر کرد که نام او را نه تنها در آلمان بلکه در سراسر جهان پرآوازه کرد. این رمان به نام "ساعت زبان آلمانی" یا "درس انشا" به رابطه هنر و نظام حاکم یا سرنوشت هنرمندان در زیر سلطه اختناق پرداخته است.

لنتس در روایت سرگذشت هنرمندی که شخصیت اصلی رمان اوست، به سرنوشت امیل نولده، نقاش اکسپرسیونیست در زمان تسلط رژیم نازی نظر داشته است.

لنتس از نظر تفکر سیاسی در جناح چپ میانه قرار داشت و از حزب سوسیال دموکرات آلمان حمایت می‌کرد. او در سال ۱۹۷۰ در کنار گونتر گراس، از یاوران ویلی برانت، صدراعظم تازه بود، که با برنامه‌ای مترقی به قدرت رسیده بود.

لنتس به خاطر کهولت و بیماری در سالهای اخیر کمتر کاری منتشر کرد، هرچند همچنان مورد توجه محافل ادبی بود و جوایز معتبری دریافت کرد.

در سال ۱۹۹۹ مجموعه آثار زیگفرید لنتس به زبان آلمانی در بیش از ده هزار صفحه منتشر شد. آثار او در حدود ۳۰ زبان در بیش از ۲۵ میلیون نسخه در سراسر جهان انتشار یافته است.

از زیگفرید لنتس مشهورترین رمان او به عنوان "درس انشا" به زبان فارسی ترجمه شده است. حسن نقره‌چی، رضا نجفی و مترجمان دیگر، برخی از داستان‌های کوتاه این نویسنده را به فارسی ترجمه کرده‌اند.


برچسب‌ها: زیگفرید لنتس, هاینریش بل ویلی برانت گونترگراس, زیگفرید لنتس نویسنده المانی درگذشت, زنگ انشا حسن نقره چی, اکسپرسیونیسم گروه 47
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 9:45  توسط spow  | 

آکادمی نوبل سه دانشمند ژاپنی را برای اختراع دیود نورافشان (ال‌ای‌دی) آبی به عنوان برندگان نوبل فیزیک در سال ۲۰۱۴ اعلام کرد.

این سه نفر، ایسامو آکاساکی و هیروشی آمانو، محققان دانشگاه ناگویا ژاپن و شوجی ناکامورا، استاد دانشگاه کالیفرنیا هستند.

به گفته این آکادمی، اختراع دیود نورافشان (ال‌ای‌دی) آبی، منبع نوری "کم مصرف و سازگار با محیط زیست، بادوام و با راندمان بالاتر" در اختیار بشر قرار داده است:

"وقتی ایسامو آکاساکی، هیروشی آمانو و شوجی ناکامورا در اوایل دهه نود میلادی ال‌ای‌دی نور آبی را با استفاده از نیمه هادی‌ها ساختند، تحولی بنیادی در فناوری روشنایی ایجاد شد."

تولید ال ای دی آبی سه دهه ناممکن باقی مانده بود، دیودهای سبز و آبی مدتها پیش ساخته شده بود، اما با وجود تلاش های قابل توجه، تولید ال ای دی آبی با مشکل روبرو می‌شد.

اما به گفته آکادمی نوبل، "این سه دانشمند در تمام عرصه‌هایی که دیگران ناکام مانده بودند به موفقیت رسیدند. آساکی و آمانو با هم در دانشگاه ناگویا کار کردند و ناکومورا در نیچیا، یک شرکت کوچک مواد شیمیایی در توکوشیما. اختراع آنها انقلابی ایجاد کرد."

در واقع، اختراع ال ای دی آبی آخرین حلقه از اختراع دیود پرتوافشان کم مصرف و بادوام بود که علاوه بر صنعت روشنایی، اختراع این لامپ ها در صنایع دیگر از جمله در تولید تلویزیون، موبایل و تبلت هم تحول ایجاد کرد.

پس از اختراع دیود آبی، از ترکیب سه دیود قرمز، آبی و سبز، دیود سفید ساخته شد، همان نوری که از پشت تلویزیون های ال‌ای‌دی به بیرون می‌تابد یا نور صفحه تلفن هوشمند یا تبلت.

ال‌ای‌دی سفید، که نور سفید ساطع می‌کند، بادوام و کم مصرف است. کیفیت آنها روز به روز بهتر و راندمان آنها بیشتر می‌شود و هر واحد انرژی الکتریکی (بر حسب وات) نور بیشتری (بر حسب لومن) تولید می کند.

"بهترین رکورد در حال حاضر تولید ۳۰۰ لومن نور با یک وات انرژی الکتریکی است، یعنی معادل ۱۶ لامپ معمولی و ۷۰ لامپ مهتابی (فلورسنت).

آکادمی نوبل اختراع ال‌ای‌دی‌ در حفظ منابع کره زمین حائز اهمیت دانسته چون یک چهارم برق مصرفی دنیا برای روشنایی است:

"استفاده از مواد هم در ساخت لامپ کاهش یافته چون ال‌ای‌دی صد هزار ساعت کار می‌کند در حالیکه دوام لامپ‌های التهابی هزار و لامپ مهتابی ده هزار ساعت است."

علاوه بر این اختراع ال‌ای‌دی در توسعه می‌تواند نقش مهمی داشته باشد؛ در دنیا یک و نیم میلیارد نفری به شبکه برق متصل نیستند اما می‌توانند انرژی این لامپ‌های کم مصرف و بادوام را در محل با نور خوشید تامین کنند."


برچسب‌ها: جایزه نوبل فیزیک 2014, دیود نورافشان, لامپ LED, جایزه نوبل, اخبار صنعت برق
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 9:39  توسط spow  | 

دانلود کتاب اصول طراحی دیجیتال و تمرین ها نوشته جان واکرلی

Digital Design Principles And Practices(John F. Wakerly 1999) Free download

نسخه چاپ 1999 کتاب واکرلی قابل استفاده برای رشته های مهندسی برق و مهندس کامپیوتر در بیش از 790 صفحه و با حجم 8 مگابایت در این پست برای دانلود شما اماده شده است.

برای دانلود کتاب اصول طراحی دیجیتال و تمرین ها نوشته جان واکرلی به لینک زیر مراجعه فرمایید:

دانلود کنید.


برچسب‌ها: دانلود کتاب اصول طراحی دیجیتال و تمرین ها جان واکر, دانلود کتاب های مهندسی کامپیوتر, اصول طراحی دیجیتال, دانلود کتابهای مهندسی, دانلود کتاب های مهندسی برق
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 9:17  توسط spow  | 

آيين‌ نامه‌ حفاظتی كارگاه‌های ساختمانی

فصل اول – هدف، دامنه شمول و تعاريف
الف – هدف:
هدف از تدوين اين آيين‎نامه پيشگيري از حوادث منجر به‎صدمات و خسارات‎جاني‎و مالي در عمليات‎ساختماني و تامين ايمني و حفاظت نيروي‎انساني شاغل در كارگاه‌هاي‎ساختماني است.
ب – دامنه شمول
مقررات اين آيين نامه به استناد ماده 85 قانون كار جمهوري اسلامي ايران تدوين و در مورد كليه كارگاه‌هاي ساختماني لازم الاجرا است.
ج – تعريف صاحب كار در كارگاه ساختماني
صاحب كار شخصي است حقيقي يا حقوقي كه مالك يا قائم مقام قانوني مالك كارگاه ساختماني بوده و انجام يك يا چند نوع از عمليات ساختماني را به يك يا چند پيمانكار محول مي‌‌نمايد و يا خود راساً يك يا تعدادي كارگر را در كارگاه ساختماني متعلق به خود برطبق مقررات قانون كار بكاري گمارد كه در حالت دوم كارفرما محسوب مي‌‌گردد.
د – تعريف كارفرما در كارگاه ساختماني
كارفرما در كارگاه ساختماني شخصي است حقيقي يا حقوقي كه يك يا تعدادي كارگر را در كارگاه ساختماني برطبق مقررات قانون كار و به حساب خود بكار مي‌‌گمارد اعم از اينكه پيمانكار اصلي، پيمانكار جزء و يا صاحب كار باشد.
هـ  - تعريف مهندس ناظر
مهندس ناظر شخصي است حقيقي يا حقوقي كه برطبق قانون نظام مهندسي و كنترل ساختمان داراي پروانه اشتغال به كار مهندسي از وزارت مسكن و شهرسازي است و در حدود صلاحيت‎خود، مسئوليت‎نظارت برتمام ياقسمتي ازعمليات‎ساختماني‎را برعهده مي‌‌‌گيرد.
و – تعريف حادثه ناشي از كار
حادثه ناشي از كار به استناد ماده 60 قانون تامين اجتماعي حادثه‌اي است كه در حين انجام وظيفه و به سبب آن براي كارگر اتفاق مي‌‌افتد و موجب صدماتي برجسم و روان وي مي‌‌گردد. حوادثي كه براي كارگر در حين اقدام به منظور نجات ساير افراد حادثه ديده در كارگاه و مساعدت به آنان روي مي‌‌دهد نيز حادثه ناشي از كار محسوب مي‌‌گردد.
ز – تعريف شخص ذيصلاح
شخص ذيصلاح از لحاظ اين آيين نامه شخصي است كه داراي پروانه اشتغال به كار مهندسي يا كارداني از وزارت مسكن و شهرسازي و يا پروانه مهارت فني از سازمان آموزش فني و حرفه‌اي وزارت كار و امور اجتماعي در رشته مربوطه باشد.

فصل دوم – مقررات كلي
ماده‌ 1: قبل از شروع عمليات ساختماني بايد پروانه‌ها و مجوزهاي لازم توسط مالكان و صاحبان كار از مراجع ذيربط قانوني اخذ گردد.
ماده‌ 2: قبل از شرع عمليات ساختماني مربوط به تاسيس كارگاه‌هاي جديد يا توسعه كارگاه‌هاي موجود، بايد طبق ماده 87 قانون كار، نقشه‌هاي ساختماني و طرح‌هاي مورد نظر از لحاظ پيش بيني در امر حفاظت فني و بهداشت كار براي اظهار نظر و تاييد به واحد كار و امور اجتماعي محل ارايه گردد.
ماده‌ 3: مسئوليت اجراي مقررات اين آيين نامه براساس مواد 91 و 95 قانون كار برعهده كارفرماست.
ماده‌ 4: هرگاه صاحب كار اجراي كليه عمليات ساختماني از ابتدا تا پايان كار را كلاً به يك پيمانكار محول نمايد، پيمانكار مسئول اجراي مقررات اين آيين نامه در كارگاه خواهد بود.
ماده‌ 5: هرگاه صاحب كار اجراي قسمت‌هاي مختلف عمليات ساختماني خود را به پيمانكاران مختلف محول نمايد، هر پيمانكار در محدوده پيمان خود، مسئول اجراي مقررات اين آيين نامه خواهد بود و پيمانكاراني كه به طور همزمان در يك كارگاه ساختماني مشغول فعاليت هستند، بايد در اجراي مقررات مذكور با يكديگر همكاري نمايند و صاحب كار مسئول ايجاد هماهنگي بين آنها خواهد بود.
ماده‌ 6: هرگاه پيمانكار اصلي اجراي قسمت‌هاي مختلف عمليات ساختماني را به پيمانكار يا پيمانكاران ديگر محول نمايد، هر پيمانكار جزء در محدوده پيمان خود مسئول اجراي مقرات اين آيين نامه بوده و پيمانكار اصلي مسئول نظارت و ايجاد هماهنگي بين آنها خواهد بود.
ماده‌ 7: هرگاه مهندسان ناظر در ارتباط با نحوه اجراي عمليات ساختماني ايراداتي مشاهده نمايند كه احتمال خطر وقوع حادثه را در برداشته باشد، بايد فوراً مراتب را همراه با راهنمايي‌ها و دستورالعمل‌هاي لازم، كتباً به كارفرما يا كارفرمايان مربوطه اطلاع داده و رونوشت آن را به واحد كار و امور اجتماعي محل و مرجع صدور پروانه ساختمان تسليم نمايند. كارفرما موظف است فوراً كار را در تمام يا قسمتي از كارگاه كه مورد ايراد و اعلام خطر واقع شده متوقف و كارگران را از محل خطر دور و اقدامات مقتضي در مورد رفع خطر بعمل آورد.
ماده‌ 8: كارفرما بايد وقوع هرگونه حادثه ناشي از كار منجر به فوت يا نقص عضو را كتباً و در اسرع وقت و قبل از آنكه علايم و آثار حادثه از بين رفته باشد، به واحد كار و امور اجتماعي محل اطلاع دهد.
ماده‌ 9: كارفرما بايد وقوع هرگونه حادثه ناشي از كار را ظرف مدت سه روز اداري به شعبه سازمان تامين اجتماعي محل اطلاع دهد و نسبت به تكميل و ارايه فرم ويژه گزارش حادثه اقدام نمايد.
ماده‌ 10: كارگاه ساختماني بايد به طور مطمئن و ايمن محصور و از ورود افراد متفرقه و غيرمسئول به داخل آن جلوگيري بعمل آيد. همچنين نصب تابلوها و علايم هشدارنده كه در شب و روز قابل رويت باشد، در اطراف كارگاه ساختماني ضروري است.
ماده‌ 11: قرار دادن و انبار كردن وسايل كار، مصالح ساختماني و نخاله‌هاي ساختماني در معابر عمومي مجاز نيست و چنانچه انجام اين امر براي مدت موقت و محدود اجتناب‌ناپذير باشد، بايد با شرايط زير اقدام گردد.
الف – مجوز لازم از مرجع صدور پروانه ساختمان و ساير مراجع ذيربط و مسئول اخذ گردد.
ب – نحوه قرار دادن، چيدن يا ريختن اين وسايل و مصالح و انتخاب مكان آن به ترتيبي باشد كه حوادث براي عابران و وسايل نقليه بوجود نياورد و در اطراف آن نرده‌هاي متحرك و وسايل كنترل مسير و همچنين تابلوها و علايم هشدار دهنده كه در شب و روز از فاصله مناسب قابل رويت باشد، نصب گردد.
ماده‌ 12: براي جلوگيري از سقوط مصالح ساختماني و ابزار كار بر روي كارگران و افرادي كه در محوطه كارگاه ساختماني از مجاوز ساختمان دردست تخريب، احداث و يا تعمير و بازسازي عبور مي‌‌نمايند، بايد يك سرپوش حفاظتي با عرض و استحكام كافي از شبكه فلزي يا از جنس الوار چوبي با شرايط زير در ديواره اطراف ساختمان نصب گردد.
الف – سرپوش حفاظتي بايد با توجه به ارتفاع و وضعيت ساختمان چنان طراحي و ساخته شود كه در اثر ريزش مصالح و ابزار كار بر روي آن هيچگونه خطري متوجه افرادي كه از زير آن عبور مي‌‌نمايند، نگردد.
ب – زاويه سرپوش حفاظتي را نسبت به سطح افقي مي‌‌توان بين 30 تا 45 درجه به سوي ساختمان اختيار نمود.
ماده‌ 13: احداث راهرو سرپوشيده موقتي در امتداد معبر عمومي مجاور كارگاه ساختماني در موارد زير ضروري است:
الف – چنانچه فاصله ساختمان دردست تخريب از معبر عمومي كمتر از 40 درصد ارتفاع اوليه آن باشد.
ب – در صورتي كه فاصله ساختمان دردست احداث يا تعمير و بازسازي كمتر از 25 درصد ارتفاع نهايي آن باشد.
ج – در مواردي كه فاصله ساختمان دردست تخريب، احداث يا تعمير و بازسازي از معابر عمومي بيش از حد نصاب‌هاي مقرر در بندهاي الف و ب باشد، اما با توجه به شرايط و مقتضيات خاص، به نظر بازرس كار يا مرجع صدور پروانه ساختمان يا مهندس ناظر، راهرو سرپوشيده موقتي ضروري تشخيص داده شود.
ماده‌ 14: راهروهاي سرپوشيده موضوع ماده 13 بايد داراي شرايط زير باشند:
الف – ارتفاع راهرو سرپوشيده نبايد كمتر از  5/2 متر و عرض آن نيز نبايد كمتر از 5/1 متر و يا عرض پياده روي موجود باشد.
ب– راهرو بايد فاقد هرگونه مانع بوده و داراي روشنايي لازم طبيعي يا مصنوعي دائمي‎باشد.
ج – سقف راهرو بايد توانايي تحمل حداقل 700 كيلوگرم بر مترمربع فشار را داشته باشد. به علاوه ساير قسمت‌هاي آن نيز بايد تحمل بار مربوط و فشار مذكور را داشته باشد.
د – سقف‎راهرو بايد از الوار به ضخامت حداقل 5سانتيمتر ساخته‎شده و الوارها‎ طوري در كنار هم قرارگرفته‎باشند كه از ريزش مصالح ساختماني به داخل راهرو جلوگيري بعمل آيد.
هـ – اطراف بيروني سقف راهرو بايد به وسيله ديواره شيب داري از چوب يا شبكه فلزي مقاوم محصور باشد. زاويه اين حفاظ را نسبت به سقف مي‌‌‌توان بين 30 تا 45 درجه به طرف خارج اختيار نمود.
و – در صورتي كه راهرو داراي درهاي جانبي براي ورود و خروج مصالح و نخاله‌هاي ساختماني و غيره باشد، اين درها بايد همواره بسته باشند، مگر در موارد مذكور كه بايد مراقبت كافي بعمل آيد.
ماده‌ 15: كليه پرتگاه‌ها و دهانه‌هاي باز در قسمت‌هاي مختلف كارگاه ساختماني و محوطه آن كه احتمال خطر سقوط افراد را در بردارند، بايد تا زمان محصور شدن يا پوشيدن شدن نهايي و يا نصب حفاظ‌ها، پوشش‌ها و نرده‌هاي دائم و اصلي، به وسيله نرده‌ها يا پوشش‌هاي موقت به طور محكم و مناسب حفاظت گردند.
ماده‌ 16: نرده حفاظتي موقت موضوع ماده 15 بايد داراي شرايط زير باشد:
الف – ارتفاع آن در مورد راه پله‌ها و سطوح شيب دار حداقل 75 سانتيمتر و در ساير موارد حدافل 90 سانتيمتر باشد.
ب – در فواصل حداكثر 2 متر، داراي پايه‌هاي عمودي محكم باشد.
ج – در اجزاء آن قسمت‌هاي تيز و برنده وجود نداشته باشد.
ماده‌ 17: پوشش حفاظتي موقت موضوع ماده 15 بايد داراي شرايط زير باشد:
الف – در مورد دهانه‌هاي باز با ابعاد كمتر از 45 سانتيمتر، تخته يا الوارهاي چوبي با قطر حداقل 5/2 سانتيمتر.
ب – در مورد دهانه‌هاي باز با ابعاد بيشتر از 45 سانتيمتر، تخته يا الوارهاي چوبي با قطر حداقل 5 سانتيمتر.
ماده‌ 18: در مواردي كه احتمال سقوط و ريزش مصالح و ابزار كار از روي جايگاه‌ها و سكوهاي كار يا لبه پرتگاه‌ها و دهانه‌هاي باز وجود داشته باشد،‌بايد نسبت به نصب پاخورهاي چوبي به ضخامت حداقل 5/2 سانتيمتر و ارتفاع 15 سانتيمتر اقدام شود.
ماده‌ 19: چنانچه قبل از زدن سقف‌هاي دائم، نياز به ايجاد سكوي كار در محل باشد، بايد از الوارهايي با ضخامت 5 و عرض 25 سانتيمتر كه در كنار هم محكم به يكديگر بسته و متصل شده باشند، استفاده شود.
ماده‌ 20: براي جلوگيري از خطر برق گرفتگي و كاهش اثرات زيان آور ميدان‌هاي الكترومغناطيسي ناشي از خطوط برق فشار قوي، بايد مقررات مربوط به حريم خطوط انتقال و توزيع نيروي برق، در كليه عمليات ساختماني و نيز در تعيين محل احداث بناها و تاسيسات، رعايت گردد.
ماده‌ 21: قبل از شروع عمليات ساختماني در مجاورت خطوط هوايي برق فشار ضعيف، بايد مراتب به اطلاع مسئولان و مراجع ذيربط رسانده شود تا اقدامات احتياطي لازم از قبيل قطع جريان، تغيير موقت يا دائم مسير يا روكش كردن خطوط مجاور ساختمان با مواد مناسب از قبيل لوله‌هاي پلي اتيلن يا شيلنگ‌هاي لاستيكي و غيره انجام شود.
ماده‌ 22: كليه هادي‌ها، خطوط و تاسيسات برقي در محوطه و حريم عمليات ساختماني بايد برقدار فرض شود، مگر آنكه خلاف آن ثابت گردد.
ماده‌ 23: كليه كارگران كارگاه‌هاي ساختماني بايد مجهز به كلاه و كفش ايمني باشند.
همچنين در صورتيكه شرايط و نوع كار اقتضاء نمايد، ساير وسايل حفاظت فردي از قبيل دستكش حفاظتي، عينك و نقاب حفاظتي، ماسك تنفسي حفاظتي، چكمه و نيم چكمه لاستيكي، كمربند ايمني، طناب مهار و طناب نجات مطلق ضوابط آيين نامه وسايل حفاظت انفرادي بايد در اختيار كارگران قرار داده شود.

فصل سوم – ماشين آلات و تجهيزات ساختماني
ماده‌ 24: كليه رانندگان يا اپراتورهاي ماشين آلات و تجهيزات ساختماني بايد آموزش‌هاي لازم در مورد نحوه كار با اين وسايل را طبق قوانين و مقررات مربوطه فرار گرفته و داراي پروانه مهارت فني يا گواهي نامه ويژه از مراجع ذيربط باشند.
ماده‌ 25: بكار بردن ماشين آلات و تجهيزات ساختماني در نزديكي خطوط انتقال نيروي برق بايد با رعايت مواد 20 و 21 صورت گيرد.
ماده‌ 26: قسمت‌هاي مختلف دستگاه‌ها و وسايل بالابر بايد طبق برنامه ذيل مورد بازديدهاي دوره‌اي يا معاينه فني و آزمايش قرار گيرند.
الف - بازديد روزانه كليه لوازم بستن و بلند كردن بار از قبيل قلاب‎ها، اتصالات، كابل‎ها، زنجيره‎ها و غيره، از نظر فرسودگي، شكستگي و هر نوع عيوب ظاهري ديگر، توسط اپراتور و مسئول دستگاه.
ب – بازديد فني كليه قسمت‌هاي دستگاه، هفته‌اي يك بار، توسط شخص متخصص يا مسئول فني دستگاه و ارايه گزارش به سرپرست مربوطه.
ج – معاينه فني و آزمايش كليه قسمت‌هاي دستگاه توسط اشخاص متخصص و صدور گواهي‌نامه اجازه كار هر سه ماه يك بار و همچنين قبل از استفاده براي اولين بار و يا پس از هرگونه جابجايي و نصب در محل جديد.
ماده‌ 27: كليه تعميرات اساسي و تعويض قطعات و لوازم اصلي كه بر روي دستگاه بالابر انجام مي‌‌شود، بايد در دفتر ويژه‌اي ثبت و توسط متخصص مربوطه امضاء گردد. اين دفتر همراه با گواهي‌نامه‌هاي اجازه كار موضوع بند ج ماده 26،‌بايد نزد مالك و كارفرماي دستگاه نگاهداري و در هنگام لزوم ارايه گردد.
ماده‌ 28: كليه قسمت‌هاي تشكيل دهنده دستگاه‌ها و وسايل بالابر و اجزاء آنها بايد با رعايت اصول و قواعد فني و طبق استانداردها و ضرائب اطمينان مندرج در «آيين نامه حفاظتي وسايل حمل و نقل و جابجا كردن مواد و اشياء در كارگاه‌ها» طراحي، محاسبه و ساخته شده و توسط اشخاص ذيصلاح نصب، تنظيم و آماده به كار شوند.
ماده‌ 29: حداكثر ظرفيت بار مجاز و همچنين سرعت كار مطمئن هر وسيله بالابر بايد بر روي لوحه‌اي نوشته و در محل مناسبي بر روي دستگاه نصب و مفاد آن دقيقاً رعايت گردد.
ماده‌ 30: قلاب دستگاه‌ها و وسايل بالابر بايد داراي شرايط زير باشد:
الف – مجهز به شيطانك يا ضامن باشد تا مانع جدا شدن اتفاقي بار از آن گردد.
ب–حداكثر باري كه‎مي‌‌توان به‎وسيله آن بلندنمود، به‎طور واضح بر روي آن حك شده باشد.
ج – در صورتي كه نوع كار ايجاب نمايد، مجهز به دستگيره مناسبي باشد كه بتوان آن را در حالت تعليق، تغيير مكان داده و در وضع مناسب قرار داد.
ماده‌ 31: ميزان حداكثر مجاز بار بدون خطر زنجيرها، كابل‌ها و ساير وسايل بلند كردن و بستن بار بايد بر روي پلاك فلزي درج و به آنها متصل باشد.
ماده‌ 32: دستگاه‌هاي بالابر ثابت از قبيل جرثقيل‌هاي برجي (Tower Cranes) و وينچ‌ها بايد به طور مطمئن در محل نصب خود مهار گرديده و وزنه‌هاي تعادل آنها متناسب با حداكثر ميزان حمل بار محاسبه و درنظر گرفته شود. در مورد جرثقيل‌هاي برجي، استحكام و مقاومت زمين محل استقرار دستگاه قبل از شروع عمليات نصب و مونتاژ بايد مورد بررسي قرار گيرد. هم چنين نحوه مهار اين دستگاه‌ها بايد به ترتيبي باشد كه در مقابل حداكثر نيروي باد و طوفان در محل، مقاومت كافي داشته باشند.
ماده‌ 33: هر دستگاه بالابر علاوه بر اپراتور يا راننده، بايد داراي يك نفر كمك اپراتور يا علامت دهنده نيز باشد. اين شخص بايد در مورد نحوه علامت دادن با دست‌ها يا وسايل هشدار دهنده و نوع علايم مشخصه و يكنواخت، آموزش لازم را ديده باشد. در مواردي كه به علت محدود بودن ميدان ديد اپراتور و يا هرگونه شرايط و موقعيت‌هاي خاص، به بيش از يك نفر علامت دهنده نياز باشد، بايد علايم حركت فقط توسط يكي از آنها كه نفر اصلي است، داده شود. اما در عين حال اپراتور بايد از علامت توقفي كه در موارد خطر توسط هر كدام از آنان داده مي‌‌شود، تبعيت نمايد.
ماده‌ 34: مسير حركت و محل استقرار جرثقيل‌ها و ديگر وسايل بالابر بايد قبلاً به طور دقيق بازديد و بررسي شود تا در موقع حركت و كار، خطري از طريق برخورد با سيم و كابل‌هاي برق يا تاسيسات و بناهاي موجود و يا سقوط در محل‌هاي حفاري شده و غيره، متوجه اپراتور، كارگران و افراد ديگر نشود.
ماده‌ 35: از روي معابر و فضاهاي عمومي مجاور كارگاه ساختماني نبايد هيچ باري به وسيله دستگاه‌هاي بالابر عبور داده شود و چنانچه انجام اين كار اجتناب ناپذير باشد، بايد اين معابر و فضاها با استفاده از وسايل مناسب محصور، محدود و يا مسدود گرديده و هم چنين علايم هشداردهنده موثر از قبيل‎تابلوها،پرچم‌هاي مخصوص يا چراغ‌هاي چشمك‎زن بكاربرده شود.
ماده‌ 36: به رانندگان يا اپراتورهاي دستگاه‌ها و وسايل بالابر نبايد كار ديگري ارجاع شود. همچنين افراد مزبور در هنگام روشن بودن دستگاه و يا آويزان بودن بار، مجاز به ترك و رها كردن دستگاه نمي‌باشند.
ماده‌ 37: راننده يا اپراتور دستگاه بالابر و افراد كمكي و علامت دهنده، در هنگام انجام وظيفه، حق خوردن، آشاميدن و استعمال دخانيات را ندارند.
ماده‌ 38: به هيچ وجه نبايد اجازه داده شود كه كارگران بر روي بار مورد حمل سوار شوند و يا براي جابجا شدن از وسايل بالابر استفاده نمايند.
ماده‌ 39: در هنگام بهره برداري از جرثقيل‌هاي سيار موتوري بايد دقت شود كه جك‌ها به طور صحيح استفاده و در محل مناسب استقرار يابند.
ماده‌ 40: در هنگام باد، طوفان و بارندگي شديد، بايد از كار كردن با دستگاه‌ها و وسايل بالابر خودداري شود.
ماده41:كابين راننده يا اپراتور ماشين‎آلات راه‎سازي و ساختماني بايدداراي شرايط‎زير باشد:
الف – به ترتيبي باشد كه راننده يا اپراتور را در برابر شرايط جوي و گرد و غبار محافظت نموده و نيز ميدان ديد كافي براي او تامين نمايد.
ب – كليه شيشه‌هاي درها و پنجره‌ها از نوع مقاوم و نشكن باشند.
ج - داراب ركاب و دستگيره‌اي باشد كه راننده يا اپراتور بتواند به راحتي و با ايمني كامل سوار و پياده شود.
د – پله‌ و ركاب ترجيحاً مشبك و پنجره‌اي باشد تا گل و لاي بر روي آن متراكم نشده و باعث لغزش پاي راننده و اپراتور نگردد. ضمناً از آلوده شدن آن به روغن، گريس يا ساير مواد لغزنده بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 42: در مواردي كه ميدان ديد راننده يا اپراتور ماشين آلات راه سازي و ساختماني محدود باشد، وجود يك نفر كمك يا علامت دهنده الزامي است.
ماده‌ 43: راننده يا اپراتور قبل از ترك ماشين آلات راه سازي و ساختماني بايد دستگاه را ترمز و در صورت وجود تيغه يا باكت يا خاكبردار، آن را پايين آورده و بر روي زمين قرار داده و دستگاه را خاموش نمايد.
ماده‌ 44: در شرايطي كه به دليل سستي بستر يا ازدياد شيب آن، تعادل دستگاه خاك‌برداري به خطر افتد، نبايد آن را به كار انداخت يا مورد استفاده قرار داد.
ماده‌ 45: هنگامي كه ماشين آلات راه سازي و ساختماني در حال كار هستند، ورودي افراد به داخل شعاع عمل آنها بايد ممنوع گردد.
ماده‌ 46: ماشين آلات راه سازي و ساختماني را نبايد شب‌ها در حاشيه جاده‌هاي عمومي متوقف نمود. چنانچه در موارد خاص، اين كار اجتناب ناپذير گردد،‌ بايد اطراف آنها با وسايل مناسب هشدار دهنده از قبيل پرچم قرمز، علايم شبرنگ، چراغ قرمز چشمك زن و غيره، محدود و علامت گذاري شود.
ماده‌ 47: استفاده از ماشين آلات راه سازي و ساختماني در غير از موضوع تعريف شده ممنوع مي‌‌باشد.
ماده‌ 48: در هنگام حركت بيل مكانيكي، باكت يا خاك بردار آن بايد خالي از بار باشد، همچنين بوم آن بايد در جهت حركت قرار گيرد.
ماده‌ 49: در موقع تعمير باكت يا خاك بردار بيل مكانيكي يا لودر با تعويض ناخن‌هاي آن، بايد آن را قبلاً در محل خود محكم نمود تا از حركت ناگهاني آن و ايجاد حادثه جلوگيري بعمل آيد.
ماده 50: از تيغه‌هاي بولدوزر نبايد به عنوان ترمز استفاده شود، مگر در مواردي استثنايي و اضطراري.
ماده‌ 51: در كارگاه‌هايي كه از ماشين آلات خاك برداري و يا وسايل نقليه موتوري ويژه حمل و جابجايي مصالح ساختماني استفاده مي‌‌شود، بايدراه‌هاي ورود و خروج ايمن و مناسب براي آنها ايجاد و نسبت به نصب علايم خطر و هشدار دهنده مناسب اقدام گردد.
ماده‌ 52: در بارگيري و تخليه وسايل نقليه موتوري ويژه حمل و جابجايي مصالح ساختماني بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد:
الف – وزن تقريبي مصالح بار شده از ظرفيت مجاز وسيله نقليه تجاوز ننمايد.
ب – ارتفاع بار از ديواره‌هاي اطاق بارگيري تجاوز ننمايد و در مواردي كه نوع و وضعيت بار به ترتيبي باشد كه اين امر اجتناب ناپذير گردد، بايد به وسيله كابل فلزي يا طناب مناسب نسبت به مهار آن به طور مطمئن و ايمن اقدام شود.
ج – مصالحي از قبيل آجر، سنگ و غيره بايد به وسيله برزنت يا توري‌هاي محكم پوشيده و محفوظ شوند، مگر آنكه ارتفاع بار از ارتفاع ديواره‌هاي اطاق بارگيري كمتر باشد، در مورد مصالح ريزدانه پوشش بار الزامي است.
د – در هنگام بار زدن قطعات و مصالح سنگين و حجيم از قبيل تيرآهن، قطعات ساخته شده اسكلت‌هاي فلزي، لوله‌هاي بزرگ و غيره، بايد طوري روي هم چيده شوند كه هنگام تخليه بار و باز كردن ديواره‌هاي اطاق بارگيري، از لغزش آنها بر روي هم و ايجاد حادثه پيشگيري بعمل آيد. هم چنين نحوه بارگيري و توزيع قطعات مذكور در اطاق بارگيري بايد به ترتيبي باشد كه مركز ثقل كاميون را به يك سمت آن متوجه نساخته و تعادل آن در هنگام حركت حفظ شود.
هـ - در بارگيري و تخليه قطعات و مصالح سنگين و حجيم‎بايد ازوسايل‎مكانيكي‎استفاده شود.
و – در موقع باززدن مواد ومصالحي از قبل شن، ماسه، سنگ، آجر، خاك، نخاله و ضايعات ساختماني به وسيله لودر و بيل مكانيكي و يا قطعات و مصالح سنگين و حجيم به وسيله جرثقيل،‌بايد سرنشينان وسيله نقليه آنرا ترك و تا پايان بارگيري‎درمحل‎مناسبي‎مستقر شوند.
ز – در هنگام بارگيري يا تخليه نقليه موتوري، بايد علاوه بر استفاده از ترمز دستي، از موانع مناسب از قبيل بلوك‌هاي چوبي نيز براي جلوگيري از حركت اتفاقي و مهار وسايل مذكور استفاده شود.
ح – در مواردي كه كار تخليه و بارگيري در محيط‌هاي بسته انجام مي‌‌شود، بايد تهويه لازم و كافي صورت گيرد. در غير اين صورت بايد موتور وسيله نقليه خاموش شود.
ماده‌ 53: دهانه‌هاي سيلوهاي مصالح ساختماني و قيف تغذيه كننده تراك ميكسر و پمپ بتن بايد به وسيله چند ميله عمود بر هم حفاظ گذاري شوند تا از سقوط افراد به داخل آن‌ها جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 54: كف توقفگاه ماشين آلات سنگين ساختماني و وسايل نقليه موتوري ويژه حمل و جابجايي مصالح ساختماني بايد داراي شرايط زير باشد:
الف – هموار و حتي الامكان قابل شستشو باشد.
ب – از استحكام كافي برخوردار باشد تا در هنگام زدن جك در زير ماشين آلات و وسايل نقليه موتوري،‌ از در رفتن جك و ايجاد حادثه جلوگيري بعمل آيد.
ج – مجاري مناسبي در آن پيش بيني شده باشد تا در صورت ريزش يا نشت مواد سوختي، مواد مذكور به چاله‌ها و مخازن قابل تخليه هدايت گردند.

فصل چهارم – وسايل دسترسي موقت (داربست و نردبان)

بخش اول - داربست‌
 تعريف‌: داربست‌ ساختاري است موقتي شامل يك‌ يا چند جايگاه‌، اجزاي‌ نگاهدارنده‌، اتصالات‌ و تكيه‌ گاه‌ها كه‌ در حين اجراي هرگونه‌ عمليات‌ ساختماني به‌ منظور دسترسي‌ به‌ بنا و حفظ‌ و نگاهداري‌ كارگران‌ يا مصالح‌ در ارتفاع‌، مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.
مقررات‌ كلي‌ داربست‌ها
ضرورت‌ استفاده‌ از داربست‌ و صلاحيت افراد ذيربط
ماده‌ 55: در كليه‌ عمليات ساختماني كه امكان انجام آنها از روي زمين يا كف طبقات ساختمان و يا با استفاده از نردبان به طور ايمن و بدون خطر امكان پذير نباشد، بايد از داربست استفاده شود.
ماده‌ 56: برپا كردن‌، پياده‌ كردن‌ و دادن‌ تغييرات‌ اساسي‌ در داربست‌ها بايد تحت نظارت شخص ذيصلاح و به وسيله كارگراني كه در اين گونه كارها تجربه كافي دارند انجام گيرد.
 كيفيت‌ اجزاي‌ داربست‌
ماده‌ 57: اجزاي‌ داربست‌ها و كليه‌ وسايلي‌ كه‌ در آن‌ بكار مي‌رود بايد از مصالح‌ مناسب‌ و مرغوب‌، طوري‌ طراحي،‌ ساخته‌ و آماده‌ شوند كه‌ واجد شرايط‌ ايمني‌ كار براي‌ كارگران‌ بوده‌ و توانايي تحمل چهار برابر بار مورد نظر را داشته باشند.
ماده‌ 58: قطعات‌ چوبي‌ كه‌ در ساخت‌ داربست‌ها بكار مي‌روند بايستي‌ از كيفيت‌ مرغوبي‌ برخوردار بوده‌ و الياف‌ بلندي‌ داشته‌ باشند. همچنين عاري از هرگونه عيوب و بدون گره، پوسته، كرم خوردگي و پوسيدگي‌ و نيز رنگ نشده باشند.
ماده‌ 59: تخته‌ها و الوارهايي‌ كه‌ در داربست‌ بكار برده مي‌‌شوند، بايد در برابر ترك خوردگي محافظت گردند.
ماده‌ 60: وسايلي‌ كه‌ براي‌ ساخت‌ داربست‌ها بكار مي‌روند بايستي‌ در شرايط‌ خوبي‌ در انبار نگاهداري‌ شوند و از وسايل‌ نامناسب‌ جدا گردند.
ماده‌ 61:  از طناب‌هاي‌ ليفي در مكاني‌هايي كه احتمال آسيب ديدگي اينگونه طناب‌ها وجود دارد، نبايد استفاده شود.
ماده‌ 62:  طناب‌هايي‌ كه‌ با اسيدها يا مواد خورنده‌ و فرساينده‌ ديگر در تماس‌ بوده‌اند، يا معيوبند نبايد بكار گرفته‌ شوند.
ماده‌ 63:  ميخ‌هايي كه براي اتصال اجزاء داربست چوبي بكار برده مي‌‌شوند، بايد به اندازه مناسب و تعداد كافي باشند و تا انتها به طور كامل كوبيده شوند نه اينكه نيمه كاره كوبيده شده وسپس خم گردند. هم چنين در داربست نبايد ميخ‌هاي چدني به كار برده شود.
 پايداري‌ و استحكام داربست‌
ماده‌ 64: داربست‌ها بايستي‌ با ضريب‌ اطميناني‌ تا چهار برابر حداكثر بارگيري‌ طراحي‌ شده و به طور ايمن مهار گردند.
ماده‌ 65: بجز داربست‌هاي مستقل، هر داربستي بايد در فاصله‌هاي مناسب، در دو جهت عمودي و افقي محكم به ساختمان مهار شود.
ماده‌ 66: هر سازه و هر وسيله‌اي كه به عنوان تكيه گاه و جايگاه كار مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد، بايد طبق اصول فني ساخته شده و پايه محكمي داشته باشد و با مهاربندي مناسبي استوار گردد.
ماده‌ 67: پايه‌هاي داربست بايد به طور مطمئن و محكم مهار شود تا مانع نوسان و جابجايي و لغزيدن داربست گردد.
ماده‌ 68: در داربست‌هاي مستقل حداقل يك سوم تيرهاي حامل جايگاه، تا پياده شدن كامل داربست بايد در جاي خود باقي بمانند و برحسب مورد به تيرهاي افقي يا به تيرهاي عمودي به طور محكم بسته شوند.
ماده‌ 69: هرگز نبايد براي تكيه گاه داربست يا ساخت آن از آجرهاي لق، بشكه، جعبه يا مصالح نامطمئن ديگر استفاده شود.
ماده70: بخش‌هاي فلزي داربست بايد فاقد ترك‎خوردگي، رنگ‎زدگي يا عيوب ديگر باشند.
ماده‌ 71: هر يك از بخش‌هاي داربست بايد طوري متصل و مهاربندي شوند كه در حين استفاده از داربست جابجا نشوند.
بازرسي و كنترل داربست
ماده‌ 72: داربست بايد در موارد زير توسط شخص ذيصلاح مورد بازديد و كنترل قرار گيرد تا از پايداري، استحكام و ايمني آن اطمينان حاصل و گواهي كتبي صادر گردد.
الف – قبل از شروع به استفاده از آن.
ب – پس از هرگونه تغييرات، تعويض اجزاء و يا ايجاد وقفه طولاني در استفاده از آن.
ج – پس از قرار گرفتن در معرض باد، طوفان، زلزله و غيره كه استحكام و پايداري داربست مورد ترديد باشد.
ماده73: هيچ بخشي از داربست را نبايد پياده‎كرد وداربست را درحالتي بجا گذاشت كه بتوان از بخش‌هاي باقيمانده استفاده‎نمود. مگرآنكه بخش بجامانده منطبق بااين‎مقررات باشد.
ماده‌ 74: اگر قسمتي از داربست احتياج به تعمير داشته باشد، نبايد قبل از رفع نقص و تعمير داربست به كارگران اجازه كار كردن بر روي آن داده شود.
ماده‌ 75: بعد از اتمام كار روزانه، بايد كليه ابزار و مصالح از روي داربست برداشته شود.
ماده‌ 76: در موقع پياده كرده داربست بايد مراقبت لازم بعمل آيد كه كليه ميخ‌ها از قطعات پياده شده چوبي، كشيده شوند.
استفاده‌ از داربست‌
ماده‌ 77: در طول مدت استفاده از داربست بايد دائماً نظارت شود تا بار بيش از اندازه و مصالح ساختماني غير لازم روي آن قرار داده نشود.
ماده‌ 78: تا آن‌جا كه‌ امكان‌ دارد بار روي‌ داربست‌ بايد به‌ طور يكنواخت‌ توزيع‌ گردد، تا از عدم‌ تعادل‌ خطرناك‌ داربست‌ جلوگيري شود.
ماده‌ 79: از داربست‌ها نبايد براي‌ انبار كردن‌ مصالح‌ ساختماني‌ استفاده‌ شود مگر مصالحي‌ كه‌ براي كوتاه مدت و‌ انجام‌ كار فوري‌ مورد نياز باشد.
ماده‌ 80: در مواقعي‌ كه‌ هوا طوفاني‌ است‌ و باد شديد مي‌وزد كار بايد متوقف گردد تا آنكه تمام احتياط‌هاي‌ لازم‌ اتخاذ شود.
ماده‌ 81: در مواردي‌ كه‌ روي‌ جايگاه‌ داربست‌ برف‌ يا يخ‌ وجود داشته‌ باشد كارگران نبايد‌ روي‌ آن‌ كار كنند، مگر آن‌كه قبلاً برف يا يخ از روي جايگاه‌ها برداشته شده و روي آن‌ها ماسه نرم ريخته شود.
ماده‌ 82: در قسمت‌هايي‌ از كابل‌ يا طناب‌ داربست‌ كه‌ احتمال‌ بريدگي‌ يا سائيدگي‌ مي‌رود بايد با تعبيه‌ بالشتك‌ از آن‌ محافظت‌ شود.
ماده‌ 83: هنگامي‌ كه‌ در مجاورت‌ خطوط‌ نيروي‌ برق‌ احتياج‌ به‌ نصب‌ داربست‌ باشد، اين كار بايد با رعايت مواد 20 و 21 انجام شود.
نصب‌ دستگاه‌هاي‌ بالابر روي‌ داربست‌
ماده‌84: هرگاه‌ لازم‎شود روي‌ داربست‌ دستگاه‌ بالابر نصب‌‎گردد بايدمواردزير رعايت گردد:
الف‌ - بخش‌هاي‌ متشكله‌ داربست‌ به‌ دقت‌ بازرسي‌ شوند و در صورت‌ لزوم‌ به‌ نحو مناسبي‌ به‌ مقاومت‌ آن‌ افزوده‌ شود.
ب‌ - از حركت‌ و جابجايي‌ تيرهاي‌ افقي‌ داخل‌ ديواري‌ جلوگيري‌ شود.
ج‌ - پايه‌هاي‌ عمودي‌ به‌ طور محكمي‌ به‌ بخش‌ مقاوم‌ ساختمان‌ و در محلي‌ كه‌ دستگاه‌ بالابر بايد نصب‌ گردد، متصل‌ و مهار شوند.
ماده‌ 85: هرگاه‌ بهنگام بالا يا پايين رفتن بار امكان برخورد آن با داربست وجود داشته باشد بايد براي‌ جلوگيري‌ از گير كردن‌ بار به‌ داربست‌، سرتاسر ارتفاع‌ آن در مسير حركت بار، با نرده‌هاي‌ عمودي‌ پوشيده‌ شود.
جايگاه‌ كار
ماده‌ 86: كليه‌ داربست‌هايي بايد داراي تعداد كافي جايگاه كار باشند.
ماده‌ 87: هيچ‌ بخشي‌ از جايگاه‌ كار نبايد‌ بر روي‌ آجرهاي‌ لق‌، لوله‌هاي‌ آب‌، دودكش‌ و ساير مصالح‌ غيرمطمئن‌ و نامناسب‌ قرار گيرد.
ماده‌ 88: از جايگاه‌ داربست زماني بايد استفاده شود كه ساخت‌ آن‌ به‌ اتمام‌ رسيده‌ و وسايل‌ حفاظتي‌ لازم‌ به‌ طور مناسب‌ نصب‌ شده‌ باشد.
ماده‌ 89: عرض جايگاه كار بايد با نوع كار مناسب باشد و در هر بخش آن گذرگاه بازي به عرض حداقل 60 سانتي‌متر بدون هرگونه مانع فراهم گردد.
ماده‌ 90: در هيچ‌ موردي‌ عرض جايگاه‌ كار نبايد از اندازه‌هاي‌ زير كمتر باشد:
الف‌ - 60 سانتيمتر، اگر جايگاه‌ فقط‌ براي‌ عبور اشخاص‌ به‌ كار مي‌رود.
ب‌ - 80 سانتيمتر ، اگر از جايگاه‌ براي قرار دادن مصالح‌ ساختماني‌ استفاده‌ مي‌شود.
ج-110سانتيمتر، اگر از جايگاه‎براي‌ نگاهداري‌ جايگاه‌ يا سكوي‌ بلندترديگري‎استفاده‌ مي‌شود.
د‌ - 130 سانتيمتر، اگر از جايگاه‌ براي‌ نصب‌ يا شكل‌ دادن‌ به‌ سنگ‌هاي‌ نماي‌ ساختمان‌ استفاده‌ مي‌شود.
هـ – 150 سانتيمتر، اگر از جايگاه‌ هم‌ براي‌ نگاهداري‌ سكوي‌ بلندتر ديگر و هم‌ براي‌ نصب‌ و شكل‌ دادن‌ به‌ سنگ‌هاي نماي ساختمان استفاده‌ مي‌شود.
ماده‌ 91: به‌ طور كلي‌ عرض جايگاهي كه‌ با تيرهاي‌ داخل‌ ديواري‌ نگاهداري‌ مي‌شود، نبايد از 150 سانتيمتر بيشتر باشد.
ماده‌ 92: يك‌ فضاي‌ خالي‌ بالا‌ سري، حداقل به ارتفاع‌ 180 سانتيمتر بايد‌ بالاي‌ جايگاه‌ كار درنظر گرفته‌ شود.
ماده‌ 93: جايگاه‌ هر داربست‌ بايد حداقل يك متر پايين‌تر از منتهي اليه تيرهاي عمودي قرار گيرد.
ماده‌ 94: الوارهايي‌ كه‌ جزيي‌ از جايگاه‌ كار به‌ شمار مي‌آيند بايد داراي شرايط زير باشند:
الف‌ - بادرنظر گرفتن‌ فاصله‌ بين‌ تيرهاي‌ تكيه‌ گاه‌ جايگاه‌، ضخامت آنها ايمني‌ لازم‌ را تامين‌ نمايد. درهيچ‌ موردي ضخامت الوارها از50سانتيمتر كمتر نبوده و ضخامت‌ها مساوي باشند.
ب‌ - عرض‌ آن‌ها با هم مساوي و حداقل 25 سانتيمتر باشد.
ماده‌ 95: هر الوار كه‌ جزيي‌ از جايگاه‌ كار به‌ شمار مي‌آيد نبايد بيش‌ از 4 برابر ضخامت‌ آن از انتهاي تكيه گاه تجاوز نمايد.
ماده‌ 96: الوارها نبايد روي‌ همديگر قرار گيرند تا خطر برخورد پاي كارگران به لبه الوارها و افتادن آنان به حداقل كاهش يابد و نيز جابجايي چرخ‌هاي دستي به آساني صورت گيرد.
ماده‌ 97: الوارهايي كه جزء سكوي كار بشمار مي‌‌آيند، بايد حداقل با سه تكيه گاه نگاهداري شوند، مگر آن كه فاصله بين تكيه گاه‌ها و ضخامت الوارها به اندازه‌اي باشد كه خطر شكم دادن بيش از حد و يا بلند شدن سر ديگر تخته در بين نباشد.
ماده‌ 98: جايگاه‌هاي كار بايد به شيوه‌اي ساخته شوند كه الوارهاي تشكيل دهنده آنها، هنگام استفاده جابجا نشوند.
ماده‌ 99: هر سكو يا جايگاه‌ كه‌ بيش‌ از 2 متر بالاي‌ زمين‌ يا كف‌ قرار دارد بايد داراي‌ تخته‌بندي‌ نزديك‌ بهم‎ باشد تا هيچ نوع‌ ابزار، لوازم‎ كار و مصالح‌ از لاي ‎آنها به‎پايين‎ سقوط‌ ننمايد. ضمناً استقرار تخته‌ها در امتداد همديگر بشكلي باشد كه برخورد پا به لبه آنها ممكن نگردد.
 حفاظ‌ گذاري‌ جايگاه‌هاي كار
ماده‌ 100: هر بخشي‌ از جايگاه‌ كار يا محل‌ كاري‌ كه‌ بلندي‌ آن‌ بيش‌ از 120 سانتيمتر باشد و امكان‌ سقوط از روي آن وجود داشته باشد، بايد داراي جان پناه با شرايط زير باشد:
الف - حفاظ‌ از جنس‌ مرغوب‌ و مناسب‌ و داراي‌ استحكام‌ كافي‌ باشد.
ب - نرده‌ بالايي بين 90 تا 110 سانتيمتر بالاي سطح جايگاه قرار گيرد.
ج - براي‌ جلوگيري‌ از سرخوردن‌ كارگران‌ و يا افتادن‌ مصالح‌ ساختماني‌ و ابزار كار از روي‌ جايگاه،‌ پاخوري‌ در لبه‌ باز جايگاه به بلندي 15 سانتيمتر و ضخامت حداقل 5/2 سانتيمتر نصب شود.
د - نرده‌ مياني‌ بين‌ پاخور و نرده‌ بالايي‌ قرار داده‌ شود.
هـ – حتي الامكان سرپوش مناسب حفاظتي در لبه خارجي جايگاه‌ها نصب گردد.
ماده‌ 101: حفاظ‌هاي‌ نرده‌اي‌ و پاخورهاي‌ لبه‌ جايگاه‌ داربست‌ بايد در سوي‌ داخلي‌ ستون‌ عمودي‌ مهار شوند.
ماده‌ 102: نرده‌ها، پاخورها و وسايل‌ ديگر حفاظتي‌ كه‌ در جايگاه‌ داربست‌ بكار رفته‌اند، نبايد از جاي‌ خود برداشته‌ شوند مگر در زماني‌ و در حدي‌ كه‌ براي‌ ورود اشخاص‌، حمل‌ يا جابجايي‌ مصالح‌ ساختماني‌ لازم‌ است‌.
ماده103: جايگاه‌هاي‎داربست‌هاي‌ معلق‎بايد از هر سو داراي‌ حفاظ‌ نرده‌اي‌ و پاخور‎باشند، اما:
الف‌ - اگر كار به نحوي باشد كه‌ نتوان‌ حفاظ را با شرايط بند ب ماده 100 نصب نمود، ارتفاع حفاظ طرف ديوار را مي‌‌توان 70 سانتيمتر اختيار نمود.
ب‌ - اگر كارگران‌ روي‌ سكو يا جايگاه به طور  نشسته‌ كار مي‌كنند، نصب‌ حفاظ‌ و پاخور سمت‌ ديوار الزامي‌ نيست‌ ولي‌ در اين‌ حالت‌ جايگاه‌ بايد مجهز به طناب، كابل يا زنجيرهايي باشد تا كارگران در صورت سر خوردن بتوانند از آن به عنوان دستگيره استفاده نمايند.
ماده‌ 104: فاصله بين‌ديوار وجايگاه‌ بايد تا حد امكان‌ كم‌ باشد. مگر در مواردي كه‌كارگران‌ روي‌ جايگاه به طور نشسته‌ كار مي‌كنند كه در اين‌ حالت‌ فاصله‌ بين‌ ديوار و جايگاه‌ را مي‌‌توان حداكثر 45 سانتيمتر اختيار نمود.
مقررات ويژه داربست‌هاي فلزي لوله‌اي
مقررات كلي
ماده‌ 105: داربست‌هاي فلزي لوله‌اي بايد داراي شرايط زير باشند:
الف‌ - از مواد مناسبي مانند لوله‌هاي فولادي يا فلز مشابهي كه استقامتي نظير فولاد دارد، ساختار شده باشند.
ب‌ - استحكام كافي براي نگاهداري بار مورد نظر با ضريب اطمينان چهار داشته باشند.
ماده‌106: تمام قطعات عمودي و افقي داربست‌هاي فلزي لوله‌اي بايد به طور مطمئني به همديگر متصل شوند.
ماده‌ 107: لوله‌هايي كه در داربست‌هاي فلزي لوله‌اي بكار مي‌‌روند، بايد مستقيم و عاري از زنگزدگي، خوردگي، قرشدگي، و ساير معايب باشند.
ماده‌ 108:  سرهاي انتهايي لوله‌هاي فلزي بايد صاف باشند تا در مواقع افزايش ارتفاع داربست، نقاط اتكا و اتصال، كاملاً روي همديگر قرار گيرند.
ماده‌ 109:  لوله‌ها بايد به اندازه و با مقاومت مناسب براي باري كه مي‌‌بايد تحمل نمايند، اختيار شوند، و در هيچ مورد قطر خارجي آنها كمتر از 5 سانتيمتر نباشد.
پايه‌هاي عمودي
ماده‌ 110: پايه‌ها در داربست‌هاي فلزي لوله‌اي بايد هميشه در وضعيت عمودي نگاهداري شوند و محل استقرار آنها روي زمين از استقامت كافي برخوردار بوده و حتي الامكان از كفشك‌هاي فلزي با سطح اتكاء مناسب برخوردار باشد.
ماده‌ 111:  اتصالات در پايه‌هاي عمودي بايد به طريق زير باشند:
الف – به تيرهاي افقي يا ساير قطعات مقاوم كه مانع جابجايي آنها شود، اتصال داده شوند.
ب – به تناوب طوري بسته شوند كه اتصالات مجاور در يك سطح نباشند.
ماده‌ 112:  فواصل بين پايه‌هاي عمودي نبايد از اندازه‌هاي زير تجاوز نمايد:
الف – 8/1 متر براي كارهاي سنگين با قابليت تحمل 350 كيلوگرم بر مترمربع.
ب – 3/2 متر براي كارهاي سبك با قابليت تحمل 125 كيلوگرم به مترمربع.
تيرهاي افقي
ماده‌ 113: تيرهاي‌ افقي‌ بايد حداقل تا 3 پايه عمودي ادامه داشته و به طور مطمئن به هر پايه عمودي متصل باشند.
ماده‌ 114: اتصالات بين تيرهاي افقي بايد به پايه‌هاي عمودي بسته شده و در طبقات مختلف مستقيماً روي هم قرار نگيرند.
ماده‌ 115: فاصله عمودي بين تيرهاي افقي نبايد از 2 متر تجاوز نمايد.
ماده‌ 116: زماني كه جايگاه‌هاي كار از جاي خود برداشته مي‌‌شوند، كليه تيرهاي افقي بايد براي حفظ پايداري داربست در محل خود باقي بمانند.
دستك‌ها
تعريف: دستك‌ها بخشي از داربست هستند كه بر روي آنها جايگاه كار قرار دارد. در داربست‌هايي كه فقط داراي يك رديف پايه هستند، يك سر دستك‌ها در داخل ديوار قرار مي‌‌گيرند، اما در داربست‌هاي كه به وسيله دو رديف پايه برپا مي‌‌شوند، هر دو سر دستك‌ها بر روي تيرهاي افقي قرار داده مي‌‌شوند.
ماده‌ 117: در داربست‌هاي فلزي لوله‌اي يك دستك بايد كنار هر پايه عمودي قرار گيرد.
ماده118: طول هركدام از دستك‌ها درداربست‌هاي فلزي‎لوله‌اي نبايد از5/1متر‎تجاوز نمايد.
ماده‌119: فاصله دستك‌ها براي كارهاي سنگين در داربست‌هاي فلزي لوله‌اي نبايد از 90 سانتيمتر و براي كارهاي نيمه سنگين از 115 سانتيمتر تجاوز نمايد.
ماده‌ 120: در حالتي كه يك سر دستك‌هاي داربست به ديوار ساختمان تكيه دارند، بايد حداقل 10 سانتيمتر در داخل ديوار فرو روند.
مهار كردن داربست
ماده‌ 121:  داربست بايد به طور مطمئني به ديوار ساختمان مهار شود و نحوه اتصال لوله‌هاي مهار بايد به ترتيب زير باشد:
الف – لوله‌هاي مهار در نقاط برخورد پايه‌ها با تيرهاي افقي به داربست بسته شوند.
ب - انتهاي ديگر لوله‎هاي مهار به بدنه ساختمان به طور محكم بسته شوند.
ج – اولين، آخرين و يكي در ميان از پايه‌ها به وسيله لوله‌هايي به ساختمان مهار شوند.
اتصالات‌
ماده‌ 122: مفاصل‌ و اتصالات‌ داربست‌هاي‌ فلزي‌ لوله‌اي‌ بايد:
الف – از جنس فولاد چكش‌ خوار و غيرقابل‌ خورد شدن‌ يا از مواد مشابهي‌ با همان‌ مشخصات‌ و استقامت‌ باشند.
ب – به وسيله قفل و بست يا بوشن و يا سه راهي و چهارراهي بر روي سرتاسر قطعات، به سطوح اتكاء مورد استفاده متصل گردند، به نحوي كه اتصالات هرز نبوده و حركت و لرزش نداشته باشند.
ماده‌ 123: اتصالات‌ نبايد باعث تغيير شكل در لوله‌ها شده و يا خود تغيير شكل يابند.
ماده‌ 124: اتصالات داراي پيچ و مهره بايد تا آخرين دندانه كاملاً پيچ و سفت شوند.
داربست‌هاي معلق با راه اندازي دستي
ماده‌ 125: تيرهاي پيش آمده بايد:
الف – داراي مقاومت و سطح مقطع كافي براي تامين استحكام و پايداري داربست باشند.
ب – به طور عمودي به نماي خارجي ساختمان نصب گردند.
ماده‌ 126:  بخش پيش آمده اين تيرها از ساختمان بايد به گونه‌اي باشد كه در زماني كه جايگاه كار (پلات فورم) در حالت آويزان ثابت مانده، فاصله جايگاه از نماي خارجي ساختمان از 30 سانتيمتر بيشتر نباشد مگر در موارد استثنايي كه در ماده 104 به آن اشاره شده است.
ماده‌ 127:  تيرهاي پيش آمده بايد به وسيله پيچ يا وسايل مشابه به طور مطمئني به اجزاء اصلي ساختمان متصل و مهار شوند.
ماده‌ 128: پيچ‌هاي مهار بايد به خوبي سفت شوند و به طور مطمئني تيرهاي پيش آمده را به اسكلت و بدنه ساختمان متصل سازند.
ماده‌ 129:  در مواقعي كه تيرهاي پيش آمده با كيسه‌هاي شن يا وزنه‌هاي تعادل مهار مي‌‌شوند، وسايل فوق بايد به طور اطمينان بخشي به تيرهاي پيش آمده بسته شوند.
ماده‌ 130:  در انتهاي هر يك از تيرهاي پيش آمده يا هر يك از تيرآهن‌هاي حمال بايد پيچ‌هاي متوقف كننده نصب شود.
ماده‌ 131: طناب‌هاي آويز بايد:
الف – از الياف مرغوب طبيعي يا مصنوعي يا سيم فولادي تشكيل شوند.
ب – حداقل داراي ضريب اطمينان 10 براي رشته‌ها و فيبرها و ضريب اطمينان 6 براي سيم فولادي باشند.
ماده‌ 132:  طناب‌هاي آويز بايد دور پولي‌ها و قرقره‌هاي مناسبي جمع شوند تا جايگاه بتواند به راحتي و به طور اطمينان بخشي بالا و پايين برود.
ماده‌133: طناب‌هاي‎آويز بايد به‎طور مناسبي در مقابل سائيدگي و خوردگي محافظت شوند.
ماده‌ 134: طول جايگاه‌هاي كار (پلات فورم‌هاي) داربست‌هاي معلق با راه اندازي دستي نبايد از 8 متر و عرض آنها از 60 سانتيمتر تجاوز نمايد.
ماده‌ 135: جايگاه‌هاي كار بايد:
الف – به وسيله دو يا چند طناب يا زنجير آويزان باشند، به طوري كه بيش از 5/3 متر از يكديگر فاصله نداشته باشند.
ب – به وسيله نرده‌هايي كه بر روي ركاب‌هاي فلزي تكيه دارند، محافظت شده و اين ركاب‌ها به طناب‌ها و زنجيره‌هاي آويز متصل شوند.
ماده‌136: درهيچ زماني طناب‎مياني نبايدبيشتر از هريك از دوطناب كناري آن كشيده‎شود.
ماده‌ 137: ركاب‌هاي جايگاه كار (پلات فورم) بايد از زير تخته‌هاي جايگاه عبور كرده و به طور محكم به آنها بسته شوند.
ماده‌ 138: بيش از دو نفر كارگر نبايد به طور همزمان بر روي جايگاه داربست معلق با راه‌اندازي دستي كار نمايند.
ماده‌ 139: در مواقعي كه داربست معلق به راه اندازي دستي مورد استفاده قرار نمي‌گيرد، بايد به بدنه ساختمان بسته شود يا به سطح زمين پايين آورده شده و ابزار كار و مصالح از روي آن برداشته شود.
ماده‌ 140: داربست معلق با راه اندازي دستي قبل از بكارگيري بايد به وسيله دو بار بارگيري آزمايشي در مسافت كوتاه آزمايش شود.
در داربست‌هاي معلق با راه اندازي دستي كه كارگران بر روي جايگاه آن به طور نشسته كار مي‌‌كنند،‌بايد وسايلي پيش بيني شود كه جايگاه را حداقل در فاصله 45 سانتيمتر بدنه ساختمان نگهدارد تا هنگام‎تكان خوردن داربست، مانع برخوردزانوهاي‎كارگران با‎ديوار گردد.
داربست‌هاي معلق با راه اندازي ماشيني
ماده142: تيرهاي پيش‎آمده بايد بامقررات مواد125تا128 و ماده130مطابقت‎داشته باشند.
ماده‌ 143: در داربست معلق با راه اندازي ماشيني نبايد از كيسه‌هاي شن يا وزنه‌هاي تعادل به عنوان وسايل نگهدارنده و مهار تيرهاي پيش آمده استفاده شود.
ماده‌ 144: فقط كابل‌هاي آويز فولادي كه با مقررات ماده 131 (ب) منطبق باشند، بايد در داربست‌هاي معلق با راه اندازي ماشيني بكار برده شوند.
ماده‌ 145:طول كابل‌هاي تعليق بايد به اندازه‌اي باشد كه در وضعيتي كه جايگاه در پايين‌ترين حد خود قرار دارد، حداقل دو دور كابل روي هر استوانه باقي بماند.
ماده‌ 146: انتهاي كابل‎هاي تعليق بايد به طور مطمئني به وسيله گيره‌ها يا ساير وسايل موثر به ماشين بالابر بسته شوند.
ماده‌ 147: ماشين‌هاي بالابر داربست بايد طوري ساخته و نصب گردند كه بخش متحرك آنها براي بازرسي به آساني در دسترس باشد.
ماده‌ 148: بدنه ماشين‌هاي بالابر بايد به وسيله پيچ‌ها يا وسايل موثر ديگر به طور مطمئني به تكيه‌گاه‌ها و دستك‌هاي جايگاه متصل شود.
ماده‌ 149: وينچ‌ها در داربست‌هاي معلق بايد:
الف – از نوع متوقف كننده اتوماتيك باشند يا
ب – به ضامن، گيره (شيطانك) و يا وسيله قفل كننده موثر ديگر مجهز باشند، به طوري كه جايگاه را بتوان در هر سطحي به طور اطمينان بخشي متوقف نمود و مواقعي كه از كنترل دست رها مي‌‌شود، گيره به طور اتوماتيك عمل كند. همچنين زماني كه گيره قبل از پايين آوردن جايگاه، لزوماً از قيد رها مي‌‌شود، يك وسيله مناسب ايمني بايد فراهم باشد تا از برگشت وينچ جلوگيري نمايد.
ماده‌ 150: شستي يا اهرم راه اندازي ماشين بالابر بايد به ترتيبي باشد كه وقتي فشار دست از روي آن رها مي‌‌شود، موتور فوراً متوقف شده و به طور اطمينان بخشي جايگاه را نگهدارد.
ماده‌ 151: قسمت‌هاي متحرك ماشين بالابر بايد حداقل يك بار در هفته بازرسي شود.
ماده‌ 152: زماني كه ماشين بالابر جابجا مي‌‌شود، بايد قبل از اينكه مجدداً بكار گرفته شود، مورد بازرسي و معاينه كامل قرار گيرد.
ماده‌ 153: جايگاه‌هاي كار بايد با مقررات ماده 135 منطبق باشند.
ماده‌ 154:  طول جايگاه‌هاي كار نبايد از 8 متر و عرض آنها از 5/1 متر تجاوز نمايد.
ماده‌ 155:  در مواقعي كه كارگران بر روي داربست‌هاي معلق سنگين كار مي‌‌نمايند، ايمني كابل‌هاي تعليق بايد به وسيله قفل كردن وينچ‌ها يا طرق موثر ديگر تامين گردد.
ماده‌ 156: بايد از تكان خوردن يا برخورد داربست‌هاي معلق به بدنه ساختمان به وسيله قيدها، نرده‌هاي حايل و غيره جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 157: وقتي كه از داربست‌ معلق با راه اندازي ماشيني استفاده نمي‌شود، بايد:
الف – كليه ابزارها و ساير وسايل قابل حمل از روي آن برداشته شوند.
ب – در محل خود به طور اطمينان بخشي ثابت شده و يا به سطح زمين پايين آورده شود.
داربست ديواركوب (Bracket Scaffolds)
تعريف: داربست ديوار كوب تشكيل مي‌‌شود از يك سكوي كار كه به شكل بالكن و به وسيله تكيه گاه‌هاي گونيا شكل به بدنه ساختمان متصل و مهار مي‌‌گردد.
ماده158: تكيه‌گاه‌هاي داربست ديواركوب بايد داراي مقاومت كافي و از جنس فلز مناسب بوده و به طور اطمينان بخشي به وسيله پيچ و مهره و واشر به بدنه ساختمان مهار گردند.
ماده‌ 159: داربست ديواركوب فقط بايد مورد استفاده كارگراني از قبيل درودگران، رنگ‌كاران و برق كاران كه به لوازم و تجهيزات سنگيني احتياج ندارند، قرار گيرد.
ماده‌ 160: عرض سكوي كار داربست ديوار كوب نبايد از 75 سانتيمتر بيشتر باشد.
ماده‌ 161: تكيه گاه‌هاي داربست ديواركوب بايد به گونه‌اي طراحي شوند تا حداقل در مقابل 175 كيلوگرم بار وارده به قسمت جلو آن مقاومت نمايند.
ماده‌ 162:  فاصله بين تكيه گاه‌هاي داربست ديواركوب نبايد از 3 متر تجاوز نمايد.
داربست‌ نردباني‌
ماده‌ 163: داربست‌‌ نردباني‌ فقط‌ بايد براي‌ كارهاي‌ سبكي‌ به‌ كار روند كه‌ در آنها از مصالح‌ كمي‌ استفاده‌ مي‌شود و بطور كلي بايد براي انجام كار مورد نظر مناسب باشد (مانند رنگ‌‎كاري‌، گچ كاري و امثال آن)
ماده‌ 164: نردبان‌هاي دو طرفه‌اي كه براي پايه‌هاي داربست نردباني بكار مي‌‌روند ضمن آنكه بايد داراي مقاومت و استحكام كافي باشند، بايد داراي يكي از دو شرط زير نيز باشند:
الف‌ - يا در عمقي از زمين فرو رفته باشند كه بادر نظر گرفتن نوع خاك تعيين مي‌‌شود.
ب – يا به شيوه‌اي روي زير پايه‌اي‎ها يا تخته‌هايي قرار داده شوند كه هر دو پايه هر نردبان روي سطح تراز قرار گيرند. همچنين پايه‌هاي آنها به طور محكمي مهار گردند تا از لغزيدنشان جلوگيري شود.
ماده‌ 165: در مواردي‌ كه‌ از نردبان‌ دو طرفه‌ براي‌ ايجاد داربست‌ استفاده‌ مي‌شود نبايد ارتفاع‌ داربست‌ از 5/2 متر بيشتر باشد همچنين تخته جايگاه بايد در سطح تراز قرار داده شده و از پله سوم بالاي نردبان‌ها بالاتر قرار نگيرد.
ماده‌ 166: از داربست‌ نردباني نبايد در هر زمان بيش از يك نفر استفاده نمايند.

بخش دوم - نردبان
ماده‌ 167: پايه‌ها و پله‌هاي نردبان چوبي بايد از چوب مرغوب ساخته شده والياف چوب در جهت طول قطعات باشند. همچنين اجزاء نردبان بايد فاقد هرگونه عيب و ايراد ظاهري از قبيلا ترك، شكستگي و پوسيدگي باشد.
ماده‌ 168: پله‌هاي نردبان چوبي بايد به صورت كام و زبانه به طور محكم به پايه‌ها متصل گرديده باشند از بكار بردن نردبان چوبي كه پله‌هاي آن فقط به وسيله ميخ و پيچ به پايه‌هاي متصل شده باشند، بايد خودداري گردد.
ماده‌ 169: پله‌هاي نردبان فلزي بايد عاج دار باشند تا از لغزش پا بر روي آنها پيشگيري بعمل آيد.
ماده‌ 170: نردبان دو طرفه بايد مجهز به ضامن يا قيدي باشد كه از باز شدن بيش از حد پايه‌ها جلوگيري نمايد. ضمناً در حالت باز نبايد ارتفاع آن از 3 متر بيشتر باشد.
ماده‌ 171: طول نردبان يك طرفه قابل حمل نبايد از ده متر تجاوز نمايد.
ماده‌ 172: پله‌ها و پايه‌هاي نردبان بايد از مواد روغني و لغزنده عاري باشند.
ماده‌ 173: از رنگ كردن نردبان چوبي كه باعث پوشيده شدن نواقص آن مي‌‌گردد، بايد خودداري بعمل‎آيد و براي محافظت آن از پوسيدگي، بايد از موادمحافظ شفاف‎استفاده شود.
ماده‌ 174: نردبان‌هاي فلزي بايد به وسيله ضد زنگ يا مواد مناسب ديگر در مقابل خوردگي و زنگ زدگي محافظت شوند، مگر آنكه از فلزات زنگ نزن از قبيل آلومينيوم ساخته شده باشند.
ماده‌ 175:  نردباني كه روي يك پايه تك به وسيله اتصال چوب‌هاي افقي ساخته شود، نبايد مورد استفاده قرار گيرد.
ماده‌ 176:  دو نردبان كوتاه نبايد بهم متصل و به جاي نردبان بلند بكار برده شوند.
ماده‌ 177: از افزودن ارتفاع نردبان به وسيله قرار دادن جعبه يا بشكه و نظاير آن در زير پايه‌هاي نردبان بايد خودداري بعمل آيد.
ماده‌ 178:  نردبان دو طرفه نبايد با جمع كردن دو ضلع آن بر روي هم، به جاي نردبان يك طرفه بكار برده شود.
ماده‌ 179: لوله‌هاي بالاي نردبان دو طرفه بايد در فواصل مناسب روغنكاري شوند تا حركت آنها به آساني انجام و از شكسته شدن آنها جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌180:  از نردباني كه پله‌هاي آن در رفته‎و‎معيوب است و يا فاقد يك‎پله است و يا اينكه پايه‌هاي آن داراي نقص، ترك و شكستگي است. به هيچ وجه نبايستي استفاده نمود چنانچه نردبان قابل تعمير نيست، بايد فوراً آن را معدوم نمود تا مورد استفاده كسي قرار نگيرد.
ماده‌ 181: در نردبان‌هاي ثابت براي هر 9 متر ارتفاع بايد يك پاگرد پيش‌بيني گردد و هر قطعه از نردبان كه حد فاصل دو پاگرد است بايد به نحوي قرار گيرد كه در امتداد قطعه قبلي نباشد.
ماده‌ 182:  نردبان نبايد در جلوي دري كه باز مي‌‌شود قرار داده شود، مگر آنكه در قبلاً به طور محكم بسته و قفل شده باشد.
ماده‌ 183:  در جايي كه رفت و آمد زياد است و همچنين در ساختمان‌هاي بيش از دو طبقه، بايد براي بالا رفتن و پايين آمدن از نردبان‌هاي جداگانه استفاده شود.
ماده‌ 184: از يك نردبان نبايد در هر زمان بيش از يك نفر استفاده نمايد.
ماده‌ 185:  در هنگام استقرار نردبان، بايد فاصله بين پايه نردبان تا پاي ديوار تقريباً در حدود يك چهارم طول نردبان اختيار شود.
ماده‌ 186: در مواردي كه امكان تكيه دادن و استقرار نردبان با شيب مناسب و ايمن وجود نداشته باشد، بايد براي جلوگيري از حركت نردبان، تكيه گاه يا پايه آن به طور محكم بسته و يا مهار شود.
ماده187: چنانچه نردبان درمحلي كه احتمال لغزش دارد، قرار داده شود، بايد به وسيله گوه يا كفشك‎لاستيكي شياردار يا‎سايروسايل و موانع‎مشابه، ازلغزش پايه‌ها برروي‎زمين جلوگيري بعمل آيد. همچنين تكيه گاه نردبان در قسمت بالا نيز بايد داراي استحكام لازم باشد.
ماده‌ 188: طول نردبان بايد طوري انتخاب شود كه پس از استقرار صحيح آن، انتهاي فوقاني آن حدود يك متر از كف محلي كه كارگر در آن پياده مي‌‌شود،‌بالاتر بوده و اين قسمت اضافي فاقد پله باشد. ضمناً قسمت اضافي مي‌‌تواند فقط داراي يك ضلع باشد.
ماده‌ 189: از تكيه دادن نردبان به ستون استوانه‌اي، از قبيل لوله فلزي يا تيرچوبي و غيره و همچنين نبش ديوار بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 190: كارگران را نبايد به بالا بردن و پايين آوردن بارهاي سنگين يا حجيم به وسيله نردبان وادار نمود.
ماده‌ 191: بالا بردن آسفالت يا قيرداغ به وسيله نردبان مجاز نمي‌باشد.

فصل‌ پنجم -‌ تخريب‌

 بخش‌ اول‌ - عمليات‌ مقدماتي‌ تخريب‌
ماده‌ 192: قبل‌ از اينكه‌ عمليات‌ تخريب‌ شروع‌ شود، بايد بازديد دقيقي‌ از كليه‌ قسمت‌هاي‌ ساختمان‌ در دست‌ تخريب‌ بعمل‌ آمده‌ و در صورت‌ وجود قسمت‌هاي‌ خطرناك‌ و قابل‌ ريزش‌، اقدامات‌ احتياطي‌ از قبيل‌ نصب‌ شمع‌، سپر و حايل‌ و ستون‌هاي‌ موقتي‌ جهت‌ مهار آن‌ قسمت‌ها‌ بعمل‌ آيد.
ماده‌ 193: قبل‌ از شروع‌ كار، جريان‌ برق‌، گاز، آب‌ و ساير خدمات‌ مشابه‌ با اطلاع‌ و نظارت‌ سازمان‌هاي‌ مربوطه‌ به‌ طور مطمئن‌ قطع‌ و در صورت‌ نياز به‌ برقراري‌ موقت‌ آنها، اين‌ عمل‌ نيز بايد با موافقت‌ و نظارت‌ سازمان‌هاي‌ ذيربط‌ و رعايت‌ كليه‌ احتياطات‌ و مقررات‌ ايمني‌ مربوطه‌ انجام‌ گردد.
ماده‌ 194: منطقه‌ خطر در اطراف‌ ساختمان‌ در دست‌ تخريب‌ بايد كاملاً محصور و علامات‌ خطر و هشدار دهنده‌ نصب‌ گردد و از ورود افراد غيرمسئول‌ به‌ منطقه‌ محصور شده‌ جلوگيري‌ بعمل‌ آيد.
ماده‌ 195: در هنگام‌ شب‌، مرز منطقه‌ محصور شده‌ بايد با نصب‌ چراغ‌هاي‌ قرمز و يا علايم‌ مشخصه‌ ديگر از قبيل‌ تابلوهاي‌ شبرنگ‌ و غيره‌ مشخص‌ گردد.
ماده‌ 196: كليه‌ راه‌هاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ ساختمان‌ در دست‌ تخريب‌ به‌ جز راهي‌ كه‌ براي‌ عبور و مرور كارگران‌ و افراد مسئول‌ درنظر گرفته‌ شده‌، بايد مسدود گردد.
 ماده‌ 197: كليه‌ شيشه‌هاي‌ موجود در درها و پنجره‌ها بايد قبل‌ از شروع‌ عمليات‌ تخريب‌، درآورده‌ شده‌ و در محل‌ مناسبي‌ انبار گردد.
 بخش‌ دوم‌ - اصول‌ كلي‌ تخريب‌
ماده‌ 198: عمليات‌ تخريب‌ بايد از بالاترين‌ قسمت‌ يا طبقه‌ شروع‌ و به‌ پايين‌ترين‌ قسمت‌ يا طبقه‌ ختم‌ گردد، مگر در موارد خاصي‌ كه‌ تخريب‌ به‌ طور يكجا و استفاده‌ از مواد منفجره‌ در فونداسيون‌ و از راه‌ دور با رعايت‌ كليه‌ احتياطات‌ و مقررات‌ ايمني‌ مربوطه‌ و كسب‌ مجوزهاي‌ لازم‌ انجام‌ و يا از طريق‌ كشيدن‌ با كابل‌ و واژگون‌ كردن‌ و يا از طريق‌ ضربه‌ زدن‌ با وزنه‌هاي‌ در حال‌ نوسان‌ انجام‌ شود.
ماده‌ 199: در مواردي‌ كه‌ عمل‌ تخريب‌ از طريق‌ كشش‌ و واژگون‌ كردن‌ انجام‌ مي‌شود، بايد از كابل‌هاي‌ فلزي‌ محكم‌ استفاده‌ شده‌ و كليه‌ كارگران‌ و افراد مسئول‌ در فاصله‌ مناسب‌ و مطمئن‌ و كاملاً دور از منطقه‌ خطر مستقر‌ شوند.
ماده‌ 200: در مواردي‌ كه‌ از وزنه‌هاي‌ در حال‌ نوسان‌ براي‌ تخريب‌ استفاده‌ مي‌شود بايد در اطراف‌محل‌ اصابت‌ وزنه،‌ ميدان‎عملي‌ به‌ عرض5/1برابر ارتفاع‌ ساختمان‌ درنظر گرفته‌ شود.
ماده‌ 201: وزنه‌هاي‌ در حال‌ نوسان‌ مذكور در ماده‌ فوق‌ بايد به‌ ترتيبي‌ كنترل‌ گردند كه‌ به‌ جز ساختمان‌ در دست‌ تخريب‌ به‌ جاي‌ ديگر اصابت‌ ننمايند.
ماده‌ 202: از تخريب‌ قسمت‌هايي‌ از ساختمان‌ كه‌ باعث‌ تخريب‌ و ريزش‌ ناگهاني‌ قسمت‌هاي‌ ديگر ساختمان‌ گردد بايد جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آيد.
ماده‌ 203: در پايان‌ كار روزانه‌، قسمت‌هاي‌ دردست‌ تخريب‌ نبايد در شرايط‌ ناپايداري‌ كه‌ در برابر فشار باد يا ارتعاشات‌ آسيب‌پذير باشند، رها گردند.
ماده‌ 204: مصالح‌ و مواد حاصل‌ از تخريب‌ هر قسمت‌ يا طبقه‌ بايد به‌ موقع‌ به‌ محل‌ مناسبي‌ منتقل‌ گردد و از انباشته‌ شدن‌ آن‌ به‌ ترتيبي‌ كه‌ مانع‌ از انجام‌ كار شده‌ و يا استحكام‌ طبقات‌ پايين‌تر را به‌ خطر اندازد، جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آيد.
ماده‌ 205: ميخ‌هاي‌ موجود در تيرها و تخته‌هاي‌ حاصل‌ از تخريب‌ بايد بلافاصله‌ به‌ داخل‌ چوب‌ فرو كوبيده‌ و يا كشيده‌ شوند.
ماده‌ 206: در صورت‌ لزوم‌، جهت‌ جلوگيري‌ از پخش‌ گرد و غبار ناشي‌ از تخريب‌، بايد در فواصل‌ زماني‌ مناسب‌ قسمت‌هاي‌ دردست‌ تخريب‌ به‌ وسيله‌ آب‌ فشان‌ مرطوب‌ گردد.
ماده‌ 207: كليه‌ پرتگاه‌ها و دهانه‌هاي‌ موجود در كف‌ طبقات‌ و ساير قسمت‌ها به‌ استثناء دهانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ حمل‌ و انتقال‌ مواد و مصالح‌ حاصل‌ از تخريب‌ و يا لوازم‌ كار مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند، بايد به‌ وسيله‌ نرده‌ يا حفاظ‌هاي‌ مناسب‌ محصور يا پوشانده‌ شوند.
ماده‌ 208: در محوطه‌ تخريب‌ بايد گذرگاه‌هاي‌ مطمئني‌ براي‌ عبور و مرور كارگران‌ درنظر گرفته‌ شود. اين‌ گذرگاه‌ها بايد روشن‌ و فاقد هرگونه‌ مانع‌ باشد.
ماده‌ 209: به‌استثناء پلكان‌ها، راهروها و نردبان‌ها و درهايي‌ كه‌ براي‌ استفاده‌ كارگران‌ بكار مي‌رود بايد كليه‌ راه‌هاي‌ ارتباطي‌ ديگر ساختمان‌ در تمام‌ مدت‌ تخريب‌ مسدودگردد.
ماده‌ 210: در محل‎هاي ورود و خروج كارگران به ساختمان مورد تخريب، بايد راهروهاي سرپوشيده با حداقل سه متر طول و عرض نيم متر بيش از عرض درب ورودي ساخته شود تا از سقوط مصالح بر روي آنان جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 211: مصالح‌ ساختماني‌ نبايد به‌ وسيله‌ سقوط‌ آزاد به‌ خارج‌ پرتاب‌ شود، مگر آنكه‌ پرتاب‌ از داخل‌ كانال‌هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ انجام‌ گيرد.
ماده‌ 212: كانال‌هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ كه‌ براي‌ هدايت‌ مصالح‌ به‌ خارج‌ به‌ كار مي‌رود چنانچه‌ بيش‌ از 45 درجه‌ شيب‌ داشته‌ باشد بايد‌ از چهار طرف‌ كاملاً مسدود باشد، به‌ استثناي‌ دهانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ ورود و خروج‌ مصالح‌ تعبيه‌ گرديده‌ است‌.
ماده‌ 213: دهانه‌ خارجي‌ كانال‌هاي‌ چوبي‌ يا فلزي‌ بايد مجهز به‌ دريچه‌ محكمي‌ بوده‌ و در هنگام‌ كار به‌ وسيله‌ يك‌ نفر كارگر مراقبت‌ شود و در ساير مواقع‌ درب‌ آن‌ مسدود باشد. همچنين‌ در ابتداي‌ كانال‌هاي‌ مزبور نيز بايد تدابير و احتياطات‌ لازم‌ براي‌ جلوگيري‌ از سقوط‌ اتفاقي‌ كارگران‌ به‌ داخل‌ دهانه‌ ورودي‌ به‌ كار برده‌ شود.
ماده‌ 214: محل‌ نگهداري‌ ابزار و وسايل‌ ساختماني‌ و ساختمان‌هاي‌ موقت‌ كارگران‌ بايد در جايي‌ قرار داشته‌ باشند كه‌ در معرض‌ خطر ريزش‌ و يا سقوط‌ مصالح‌ و مواد حاصل‌ از تخريب‌ نباشند.
بخش‌ سوم‌ - تخريب‌ و برچيدن‌ ديوارها
ماده‌ 215: ديوار يا قسمتي‌ از ديوار كه‌ ارتفاع‌ آن‌ بيش‌ از 22 برابر ضخامت‌ آن‌ است‌، نبايد بدون‌ مهارهاي‌ جانبي‌ آزاد بماند.
ماده‌ 216: براي‌ خراب‌ كردن‌ و برچيدن‌ ديوارهاي‌ نازك‌ و مرتفع‌ و فاقد استحكام‌ كافي‌ به‌ طريق‌ دستي‌ بايد از داربست‌ استفاده‌ شود.
ماده‌ 217: در مواردي‌ كه‌ ديوار از طريق‌ وارد آوردن‌ نيرو و فشار تخريب‌ مي‌گردد، بايد كليه‌ كارگران‌ و افراد از منطقه‌ ريزش‌ دور نگهداشته‌ شوند.
ماده‌ 218: قبل‌ از خراب‌ كردن‌ هر يك‌ از ديوارهاي‌ داخلي‌ يا خارجي‌ بايد سوراخ‌ها‌ و دهانه‌هايي‌ كه‌ تا فاصله‌ سه‌ متر از محل‌ تخريب‌ در كف‌ طبقه‌ قرار دارند، به‌ وسيله‌ مصالح‌ مقاوم‌ به‌ ابعاد كافي‌ پوشانده‌ شوند، مگر آنكه‌ در طبقات‌ پايين‌ مطلقاً كارگري‌ كار نكند و يا راه‌هاي‌ ورود به‌ اين‌ طبقات‌ قبلاً مسدود شده‌ باشد.
ماده‌ 219: ديوارهايي‌ كه‌ براي‌ نگهداري‌ خاك‌ زمين‌ يا ساختمان‌هاي‌ مجاور ساخته‌ شده‌اند، نبايد تخريب‌ گردند مگر آن‌كه‌ قبلاً آن‌ خاك‌ برداشته‌ شده‌ و يا ساختمان‌ مربوط‌ به‌ وسيله‌ شمع‌ و سپر محافظت‌ شده‌ باشد.

بخش‌ چهارم‌ - تخريب‌ و برچيدن‌ طاق‌ها
ماده220: در طاق‌هاي‌ ضربي‌ چه‎هنگامي‌ كه‎سوراخ‌ درآن‌ ايجاد مي‌شود و چه‎هنگام‌ تخريب‌ آن‌ بايد آجرها و مصالح‌ بين‌ دو تيرآهن‌ تا تكيه‌ گاه‌هاي‌ طاق‌ به‌ طور كامل‌ برداشته‌ شود.
ماده‌221: هنگام‌ تخريب‌ طاق‌ پس‌ از برداشتن‌ قسمتي‌ از طاق‌، بايد روي‌ تيرآهن‌ يا تيرچه‌ها به‌طور عرضي‌ الوارهايي‌ حداقل‌ به‌ ضخامت‌ 5 سانتيمتر و به‌ عرض‌ 25 سانتيمتر به‌ تعداد كافي‌ گذارده‌ شود تا كارگران‌ بتوانند در روي‌ آنها مستقر شده‌ و به‌ كار خود ادامه‌ دهند.
ماده‌ 222: هنگام‌ تخريب‌ طاق‌، بايد طبقه‌ زير آن‌ به‌ طوري‌ مسدود شود كه‌ هيچيك‌ از كارگران‌ نتوانند در آن‌ رفت‌ و آمد كنند.

 بخش‌ پنجم‌ - تخريب‌ و برچيدن‌ اسكلت‌ فلزي‌ ساختمان‌
ماده‌ 223: در صورت‌ استفاده‌ از جرثقيل‌ براي‌ پايين‌ آوردن‌ تيرآهن‌ها و قطعات‌ فولادي‌، مقررات‌ آيين‌ نامه‌ حفاظتي‌ وسايل‌ حمل‌ و نقل‌ و جابجا كردن‌ مواد و اشياء در كارگاه‌ها بايد رعايت‌ گردد.
ماده‌ 224: پس‌ از تخريب‌ و برداشتن‌ طاق‌ اگر نصب‌ جرثقيل‌ ساختماني‌ روي‌ تيرآهن‌ ضروري‌ باشد بايد قبلاً به‌ وسيله‌ الوار تمام‌ اطراف‌ محل‌ نصب‌ جرثقيل‌ به‌ جز قسمتي‌ كه‌ براي‌ حمل‌ وسايل‌ و مواد لازم‌ باشد، پوشانده‌ شده‌ و به‌ طرز محكم‌ و مطمئن‌ استقرار يابد.
ماده‌ 225: هنگام‌ پايين‌ آوردن‌ تيرآهن‌هاي‌ بريده‌ شده‌ به‌ وسيله‌ جرثقيل‌، براي‌ حفظ‌ تعادل‌ و جلوگيري‌ از لنگر بار بايد از طناب‌ هدايت‌ كننده‌ نيز استفاده‌ شود.
ماده‌ 226: از آويزان شدن كارگران به كابل دستگاه‌هاي بالابر يا استقرار آنان روي تيرآهن‌هاي در حال حمل بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 227: هنگام‌ استفاده‌ از جرثقيل‌ براي‌ حمل‌ كپسول‌هاي‌ اكسيژن‌ و استيلن‌ بايد از محفظه‌هايي‌ استفاده‌ شود كه‌ اين‌ كپسول‌ها به‌ طور مطمئن‌ در آن‌ مستقر شده‌ باشند.
ماده‌ 228: قبل‌ از بريدن‌ تيرآهن‌ بايد احتياط‌هاي‌ لازم‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از نوسانات‌ آزاد تيرآهن‌ بعد از برش‌ بعمل‌ آيد تا صدمه‌اي‌ به‌ اشخاص‌ و يا وسايل وارد نيايد.
ماده‌ 229: پايين‌ آوردن‌ تيرآهن‌هاي‌ بريده‌ شده‌ بايد به‌ طور آهسته‌ انجام‌ شود و انداختن‌ آنها از بالا مطلقاً ممنوع‌ است‌.
ماده230: هنگامي‌ كه‎تخريب‌ ساختمان‌ فلزي‌ بدون‎استفاده‌ از‎جرثقيل‌ انجام‎مي‌گيرد،بايد‎قبل‌ از برداشتن‌ تيرآهن‌ها و ستون‌هاي‌ هر طبقه‌، كف‌ طبقه‌ بلافاصله‌ زير آن‌ با الوار پوشانيده‌ شود.

 بخش‌ ششم‌ - تخريب‌ دودكش‌هاي‌ بلند، برج‌ها و سازه‌هاي‌ مشابه‌
ماده‌ 231: دودكش‌هاي‌ بلند، برج‌ها و سازه‌هاي‌ مشابه‌، نبايد از طريق‌ انفجار يا واژگوني‌ تخريب‌ شوند، مگر آن‌كه‌ قبلاً محدوده‌ حفاظت‌ شده‌ و مطمئني‌ با وسعت‌ كافي‌ در اطراف‌ آن‌ درنظر گرفته‌ شده‌ باشد.
ماده‌ 232: در صورتي‌ كه‌ قرار باشد سازه‌هاي مذكور در ماده 231 به‌ طريق‌ دستي‌ تخريب‌ گردد، بايد از داربست‌ استفاده‌ شود.
ماده‌ 233: به‌ تناسب‌ تخريب‌ سازه‌هاي‌ مذكور ازبالا به‌ پايين‌ سكوي‌ داربست‌ نيز بايد به‌ تدريج‌ پايين‌ آورده‌ شود، به‌ ترتيبي‌ كه‌ همواره‌ محل‌ استقرار كارگران‌ مربوطه‌ پايين‌تر از نقطه‌ بالايي‌ سازه‌ بوده‌ و اين‌ اختلاف ارتفاع‌ كمتر از 50 سانتيمتر و بيشتر از 150 سانتيمتر نباشد.
ماده234: از ايستادن‌ و استقرار كارگران‌ دربالاي‌ سازه‌هاي‎مذكور بايدجلوگيري‌ به‎عمل‌ آيد.
ماده‌ 235: مصالح‌ حاصله‌ از تخريب‌ سازه‌هاي‌ مورد بحث‌ بايد از داخل‌ به‌ پايين‌ ريخته‌ شده‌ و براي‌ جلوگيري‌ از تجمع‌ مصالح‌ بايد قبلاً دريچه‌اي‌ در پايين‌ترين‌ قسمت‌ سازه‌ جهت‌ تخليه‌ آن‌ ايجاد شود.
ماده‌236: تخليه‌ مصالح‌ مذكور در ماده‎فوق‌، فقط‌ بايد پس‌ از توقف‌ كار تخريب‌ انجام‌ شود.
ماده‌ 237: در صورت‌ استفاده‌ از بالابر، تكيه‌ گاه‌ آن‌ بايد مستقل‌ از داربست‌ باشد.

فصل‌ ششم‌ - گودبرداري‌ و حفاري‌

 بخش‌ اول‌ - عمليات‌ مقدماتي‌ گودبرداري‌ و حفاري‌
ماده238: قبل‌ ازاينكه‌ عمليات‎گودبرداري‌ و حفاري‌ شروع‎شود، اقدامات‌ زير بايد انجام‌ شود.
 الف‌ - زمين‌ مورد نظر از لحاظ‌ استحكام‌ دقيقاً مورد بررسي‌ قرار گيرد.
 ب‌ - موقعيت‌ تاسيسات‌ زيرزميني‌ از قبيل‌ كانال‌هاي‌ فاضلاب‌، لوله‌ كشي‌ آب‌، گاز، كابل‌هاي‌ برق‌، تلفن‌ و غيره‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در حين‌ انجام‌ عمليات‌ گودبرداري‌ موجب‌ بروز خطر و حادثه‌ گردند و يا خود دچار خسارت‌ شوند، بايد مورد شناسايي‌ قرار گرفته‌ و در صورت‌ لزوم‌ نسبت‌ به‌ تغيير مسير دائم‌ يا موقت‌ و يا قطع‌ جريان‌ آنها اقدام‌ گردد.
ج‌ - در صورتي‌ كه‌ تغيير مسير يا قطع‌ جريان‌ تاسيسات‌ مندرج‌ در بند ب‌ امكان‌پذير نباشد بايد به‌ طرق‌ مقتضي‌ از قبيل‌ نگهداشتن‌ به‌ طور معلق‌ و يا محصور كردن‌ و غيره‌، نسبت‌ به‌ حفاظت‌ آن‌ها اقدام‌ شود.
 د - موانعي‌ از قبيل‌ درخت‌، تخته‌ سنگ‌ و غيره‌ از زمين‌ مورد نظر خارج‌ گردند.
هـ – در صورتي‌ كه‌ عمليات‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ احتمال‌ خطري‌ براي‌ پايداري‌ ديوارها و ساختمان‌هاي‌ مجاور در برداشته‌ باشد، بايد از طريق‌ نصب‌ شمع‌، سپر و مهارهاي‌ مناسب‌ و رعايت فاصله مناسب و ايمن گودبرداري و در صورت لزوم با اجراي سازه‌هاي نگهبان قبل از شروع عمليات، ايمني و پايداري آنها تامين گردد.

 بخش‌ دوم‌ - اصول‌ كلي‌ گودبرداري‌ و حفاري‌
ماده‌ 239: اگر در مجاورت‌ محل‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ كارگراني‌ مشغول‌ به‌ كار ديگري‌ باشند، بايد اقدامات‌ احتياطي‌ براي‌ ايمني‌ آنان‌ به‌ عمل‌ آيد.
ماده‌ 240: ديواره‌هاي‌ هر گودبرداري‌ كه‌ عمق‌ آن‌ بيش‌ از 120 سانتيمتر بوده‌ و احتمال‌ خطر ريزش‌ وجود داشته‌ باشد، بايد به‌ وسيله‌ نصب‌ شمع‌، سپر و مهارهاي‌ محكم‌ و مناسب‌ حفاظت‌ گردد، مگر آنكه‌ ديواره‌ها داراي‌ شيب‌ مناسب‌ (كمتر از زاويه‌ پايدار شيب‌ خاكريزي‌) باشند.
ماده‌ 241: در مواردي‌ كه‌ عمليات‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ در مجاورت‌ خطوط‌ راه‌ آهن‌، بزرگراه‌ها و يا مراكز و تاسيساتي‌ كه‌ توليد ارتعاش‌ مي‌نمايد، انجام‌ شود بايد تدابير احتياطي‌ از قبيل‌ نصب‌ شمع‌، سپر و مهارهاي‌ مناسب‌ براي‌ جلوگيري‌ از خطر ريزش‌ اتخاذ گردد.
ماده‌ 242: مصالح‌ حاصل‌ از گودبرداري‌ و حفاري‌ نبايد به‌ فاصله‌ كمتر از نيم‌ متر از لبه‌ گود ريخته‌ شود. همچنين‌ اين‌ مصالح‌ نبايد در پياده‌ روها و معابر عمومي‌ به‌ نحوي‌ انباشته‌ شود كه‌ مانع‌ عبور و مرور گردد.
ماده‌ 243: ديواره‌هاي‌ محل‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ در موارد ذيل‌ بايد دقيقاً مورد بررسي‌ و بازديد قرار گرفته‌ و در نقاطي‌ كه‌ خطر ريزش‌ بوجود آمده‌ است‌، وسايل‌ ايمني‌ نصب‌ و يا نسبت به تقويت آنها اقدام‌ گردد.
 الف‌ - بعد از يك‌ وقفه‌ 24 ساعته‌ يا بيشتر در كار.
 ب‌ - بعد از هرگونه‌ عمليات‌ انفجاري‌.
 ج‌ - بعد از ريزش‌هاي‌ ناگهاني‌.
 د - بعد از صدمات‌ اساسي‌ به‌ مهارها.
هـ – بعد از يخبندان‌هاي‌ شديد.
 و – بعد از باران‌هاي‌ شديد.
ماده‌ 244: در محل‌هايي‌ كه‌ احتمال‌ سقوط‌ اشياء به‌ محل‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ وجود دارد، بايد موانع‌ حفاظتي‌ براي‌ جلوگيري‌ از وارد شدن‌ آسيب‌ به‌ كارگران‌ پيش‌بيني‌ گردد. همچنين‌ براي‌ پيشگيري‌ از سقوط‌ كارگران‌ و افراد عابر به‌ داخل‌ محل‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ نيز بايد اقدامات‌ احتياطي‌ از قبيل‌ محصور كردن‌ محوطه‌ گودبرداري‌، نصب‌ نرده‌ها،‌ موانع‌، وسايل كنترل مسير، علايم‌ هشدار دهنده‌ و غيره انجام‌ شود.
ماده‌ 245: شب‌ها در كليه‌ معابر و پياده‌روهاي‌ اطراف‌ محوطه‌ گودبرداري‌ و حفاري‌ بايد روشنايي‌ كافي‌ تامين‌ شود و همچنين‌ علايم‌ هشدار دهنده‌ شبانه‌ از قبيل‌ چراغ‌هاي‌ احتياط‌، تابلوهاي‌ شبرنگ‌ و غيره‌ در اطراف‌ منطقه‌ محصور شده‌ نصب‌ گردد، به طوري كه كليه عابران و رانندگان وسايل نقليه از فاصله كافي و به موقع متوجه خطر گردند.
ماده‌ 246: قبل‌ از قراردادن‌ ماشين‌ آلات‌ و وسايل‌ مكانيكي‌ از قبيل‌ جرثقيل‌، بيل‌ مكانيكي‌، كاميون‌ و غيره‌ و يا انباشتن‌ خاك‌هاي‌ حاصل‌ از گودبرداري‌ و حفاري‌ و مصالح‌ ساختماني‌ در نزديكي‌ لبه‌هاي‌ گود، بايد شمع‌، سپر و مهارهاي‌ لازم‌ جهت‌ افزايش‌ مقاومت‌ در مقابل‌ بارهاي‌ اضافي‌ در ديواره‌ گود نصب‌ گردد.
ماده‌ 247: در صورتي‌ كه‌ از وسايل‌ بالابر براي‌ حمل‌ خاك‌ و مواد حاصل‌ از گودبرداري‌ و حفاري‌ استفاده‌ شود، بايد پايه‌هاي‌ اين‌ وسايل‌ به‌ طور محكم‌ و مطمئن‌ نصب‌ گرديده‌ و خاك‌ و مواد مذكور نيز بايد با محفظه‌هاي ايمن‌ و مطمئن‌ بالا آورده‌ شود.
ماده‌ 248: هرگاه‌ ديواري‌ جهت‌ حفاظت‌ يكي‌ از ديواره‌هاي‌ گودبرداري‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد بايد به‌ وسيله‌ مهارهاي‌ لازم‌ پايداري‌ آن‌ تامين‌ شود.
ماده‌249: درصورتي‌ كه‌ ازموتورهاي‌ احتراق‌ داخلي‌ درداخل‌ گود استفاده‌ شود، بايد با اتخاذ تدابير فني‌، گازهاي‌ حاصله‌ از كار موتور به‌ طور موثر از منطقه‌ كار كارگران‌ تخليه‌ گردد.
ماده‌ 250: چنانچه‌ وضعيت‌ گود يا شيار به‌ نحوي‌ است‌ كه‌ روشنايي‌ كافي‌ با نور طبيعي‌ تامين‌ نمي‌شود بايد جهت‌ جلوگيري‌ از حوادث‌ ناشي‌ از فقدان روشنايي،‌ از منابع‌ نور مصنوعي‌ استفاده‌ شود.
ماده‌ 251: درصورتي‌ كه‌ احتمال‌ نشت‌ و تجمع‌ گازهاي‌ سمي‌ و خطرناك‌ در داخل‌ كانال وجود داشته‌ باشد بايد با اتخاذ تدابير فني‌ و نصب‌ وسايل‌ تهويه‌، هواي‌ منطقه‌ تنفسي‌ كارگران‌ به‌ طور موثر تهويه‌ گردد. همچنين در صورت تجمع آب در كانال بايد نسبت به تخليه آن اقدام شود.
ماده‌ 252: درمواردي‌ كه‌ حفاري‌ در زير پياده‌ روها ضروري‌ باشد، بايد جهت‌ پيشگيري‌ از خطر ريزش‌ اقدامات‌ احتياطي‌ از قبيل‌ نصب‌ مهارهاي‌ مناسب‌ با استقامت‌ كافي‌ انجام‌ و با نصب‌ موانع‌، نرده‌ها و علايم‌ هشداردهنده‌، منطقه‌ خطر به‌ طور كلي‌ محصور و از عبور و مرور افراد جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آيد.
ماده‌ 253: در گودها و شيارهايي‌ كه‌ عمق‌ آن‌ها از يك‌ متر بيشتر باشد، نبايد كارگران‌ را به‌ تنهايي‌ به كار گمارد.
ماده‌254: درحفاري‌ با بيل‌ و كلنگ‌ بايدكارگران‌ به‎فاصله‌ كافي‌ ازيكديگر به‎كار‎گمارده‌ شوند.
ماده‌ 255: در شيارهاي‌ عميق‌ و طولاني‌ كه‌ عمق‌ آنها بيش‌ از يك‌ متر باشد، بايد به‌ ازاء حداكثر هر سي‌ متر طول‌، يك‌ نردبان‌ كار گذارده‌ شود. لبه‌ بالايي‌ نردبان‌ بايد تا حدود يك متر بالاتر از لبه‌ شيار ادامه‌ داشته‌ باشد.

 بخش‌ سوم‌ - راه‌هاي‌ ورود و خروج‌ به‌ محل‌ گودبرداري‌ و حفاري‌
ماده‌ 256: براي‌ رفت‌ و آمد كارگران‌ به‌ محل‌ گودبرداري‌ بايد راه‌هاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ مناسب‌ و ايمن‌ در نظر گرفته‌ شود. در محل‌ گودهايي‌ كه‌ عمق‌ آن‌ بيش‌ از 6 متر باشد، بايد براي‌ هر شش‌ متر يك‌ سكو يا پاگرد براي‌ نردبان‌ها، پله‌ها و راه‌هاي‌ شيب‌ دار پيش‌بيني‌ گردد. اين‌ سكوها يا پاگردها و همچنين‌ راه‌هاي‌ شيب‌ دار و پلكان‌ها بايد به‌ وسيله‌ نرده‌هاي‌ مناسب‌ محافظت‌ شوند.
ماده‌ 257: عرض‌ معابر و راه‌هاي‌ شيب‌ دار ويژه‌ وسايل‌ نقليه‌ نبايد كمتر از چهارمتر باشد و در طرفين‌ آن‌ بايد موانع‌ محكم‌ و مناسبي‌ نصب‌ گردد. در صورتي‌ كه‌ اين‌ حفاظ‌ از چوب‌ ساخته‌ شود. قطر آن‌ نبايد از بيست‌ سانتيمتر كمتر باشد.
ماده‌ 258: در محل‌ گودبرداري‌ بايد يك‌ نفر نگهبان‌ مسئول‌ نظارت‌ بر ورود و خروج‌ كاميون‌ها و ماشين‌آلات‌ سنگين‌ باشد و نيز براي‌ آگاهي‌ كارگران‌ و ساير افراد، علايم‌ هشداردهنده‌ در معبر ورود و خروج‌ كاميون‌ها و ماشين‌ آلات‌ مذكور نصب‌ گردد.
ماده‌ 259: راه‌هاي‌ شيب‌ دار و معابري‌ كه‌ در زمين‌هاي‌ سخت‌ (بدون‌ استفاده‌ از تخته‌هاي‌ چوبي‌) ساخته‌ مي‌شود بايد بدون‌ پستي‌ و بلندي‌ و ناهمواري‌ باشد.
ماده‌ 260: افرادي كه در عمليات گودبرداري و حفاري بكار گرفته مي‌‌شوند، بايد داراي تجربه كافي بوده و همچنين افراد ذيصلاح بر كار آنان نظارت نمايند.

بخش چهارم – حفر چاه‌هاي آب و فاضلاب با وسايل دستي
ماده‌ 261: كليه پيمانكاران چاه كن بايد داراي وسايل و ابزار كار سالم و بدون نقص و همچنين وسايل حفاظت فردي طبق ضوابط آيين نامه حفاظتي حفر چاه‌هاي دستي و آيين نامه وسايل حفاظت انفرادي، به ويژه كلاه ايمني، پمپ هوادهي، چكمه لاستيكي، كمربند ايمني و طناب نجات باشند و اين وسايل را در اختيار كارگران خود قرار داده و در مورد كاربرد صحيح آن نظارت نمايند.
ماده‌ 262: افرادي كه در عمليات حفر چاه‌هاي آب و فاضلاب بكار گرفته مي‌‍‌شوند، بايد داراي تجربه كافي در اين امر بوده و پيمانكاران مربوطه بر كار آنان نظارت نمايند.
ماده‌ 263: در انتخاب محل حفر چاه فاضلاب بايد موقعيت چاه‌هاي فاضلاب قديمي مورد توجه قرار گرفته و فاصله چاه جديد با چاه قديم با نظر مهندس ناظر و صاحب كار و يا پيمانكار اصلي صاحب كار به اندازه‌اي درنظر گرفته شود كه خطر ريزش و مرتبط شدن خودبخود دو چاه وجود نداشته باشد و يا قبل از شروع حفاري، نسبت به تخليه چاه فاضلاب قديمي و پر كردن آن با خاك و شفته يا مصالح مناسب ديگر اقدام گردد.
ماده‌ 264: در هر مرتبه ورود مقني به چاه، بايد بررسي لازم از نظر وجود گازهاي سمي و خطرناك و همچنين كمبود اكسيژن بعمل آيد.
ماده‌ 265: براي پيشگيري از خطرات و عوارض مربوط به كمبود اكسيژن و وجود گازهاي زيان آور و خطرناك، بايد به وسيله پمپ هوادهي نسبت به تهويه هواي چاه اقدام گردد و چنانچه شرايط كار به نحوي باشد كه اقدام فوق كافي و موثر نباشد، بايد كارگر مقني به ماسك تنفسي با هواي فشرده و لوله خرطومي مجهز گردد.
ماده‌ 266: مقني قبل از ورود به چاه بايد طناب نجات و كمربند ايمني را به خود بسته و انتهاي آزاد طناب نجات را در بالاي چاه در نقطه ثابتي محكم نموده باشد.
ماده‌ 267: پس از خاتمه كار روزانه، دهانه چاه بايد به وسيله صفحات محكم، مقاوم و مناسب به نحو ايمن پوشانده شده و علامت گذاري شود.
ماده‌ 268: دهانه چاه بايد به عمق حداقل 5/1 متر با آجر و ملات سيمان طوقه چيني شده و در خاتمه عمليات طوري مسدود و پوشانده شود كه مقاومت كافي در برابر بارهاي وارده و نيز عوامل جوي داشته باشد، همچنين در زمين‌هايي كه خاك دستي ريخته شده باشد، عمل طوقه چيني بايد بعد از برداشتن خاك دستي انجام شود.
ماده‌ 269: لوله‌هاي فاضلاب بايد از طريق گلدان به چاه مرتبط گردند. همچنين گلدان بايد داراي استحكام كافي بوده و نحوه استقرار آن در دهانه چاه به نحوي باشد كه بتواند فاضلاب را به طور عمودي و در امتداد محور استوانه چاه هدايت و از ريزش آب به ديواره چاه جلوگيري نمايد.
ماده‌ 270: چنانچه دهانه چاه داراي درب باشد، اين درب بايد مجهز به قفل و بست مناسب و مطمئن باشد.
ماده‌271: براي هرنوع چاه اعم از آب يا فاضلاب بايد لوله‎هواكش مناسب پيش‎بيني شود.
ماده‌ 272: محل چاه بايد در نقشه نهايي ساختمان دقيقاً مشخص باشد. همچنين در خاتمه عمليات ساختماني برروي محل‎احداث يا پوشش دهانه‎چاه نيزبايدعلايم‎مشخصه نصب گردد.
ماده‌ 273: در عمليات حفر چاه با وسايل دستي، بايد علاوه بر موارد فوق، مفاد آيين نامه و مقررات حفاظتي حفر چاه‌هاي دستي نيز رعايت گردد.

فصل هفتم – ساخت و برپا نمودن اسكلت‌هاي فلزي و بتني

ماده‌ 274: هنگام برپا نمودن اسكلت فلزي و نصب ستون‌ها، تيرها و خرپاها، تا زماني كه جوشكاري لازم انجام نگرديده و يا حداقل نصف پيچ و مهره‌ها بسته نشده‌اند، نبايد كابل نگهدارنده جرثقيل را از آنها جدا نمود.
ماده‌ 275:قبل از نصب تيرآهن بر روي تيرآهن ديگر، تيرآهن زيرين بايد صددرصد پيچ و مهره و يا جوشكاري شده باشد.
ماده‌ 276: براي بالا بردن تيرهاي آهن و ساير اجزاء اسكلت فلزي، نبايد از زنجير استفاده شود، بلكه بايد كابل‌هاي فلزي يا طناب‌هاي محكم و مناسب با ضرائب اطمينان مندرج در «آيين نامه وسايل حمل و نقل و جابجا كردن مواد واشياء در كارگاه‌ها» بكار برده شود. همچنين براي جلوگيري از خمش بيش از حد كابل فلزي، بايد چوب يا مواد مناسب ديگري در بين تيرآهن و كابل قرار داده شود.
ماده‌ 277:تيرها و ستون‌ها بايد بلافاصله پس از نصب و جوشكاري و يا پيچ و مهره شدن از نظر اطمينان به انجام صحيح و كامل كار، مورد بازديد قرار گيرند.
ماده‌ 278:هنگام بالا بردن تيرآهن و ساير اجزاء اسكلت فلزي به وسيله جرثقيل، بايد براي جلوگيري از نوسان شديد آنها و ايجاد حادثه، به وسيله چند رشته طناب و به طور دستي، حركت آنها را كنترل نمود.
ماده‌ 279: در قسمت‌هاي مناسبي از اجزاء اسكلت فلزي، بايد نقاط اتصال كافي براي قلاب طناب مهار و داربست‌هاي معلق پيش بيني شود.
ماده‌ 280: در مواقع بارندگي شديد يا وزش بادهاي سخت و يا در مواردي كه به علت ناكافي بودن روشنايي، احتمال خطر حادثه افزايش مي‌‌يابد، بايد از ادامه عمليات برپايي اسكلت فلزي جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 281: تيرآهن‌ها و ساير اجزاء اسكلت فلزي در هنگام نصب نبايد آغشته به برف، يخ و ساير مواد لغزنده باشند.
ماده‌ 282: هنگام برپا نمودن اسكلت فلزي بايد از ورود افراد به داخل منطقه خطر جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 283: جوشكاري الكتريكي اسكلت فلزي به وسيله داربست‌هاي آويزان كه با كابل نگهداري مي‌‌شوند، مجاز نمي‌باشد.
ماده‌ 284: كابل‌هاي دستگاه‌هاي جوشكاري الكتريكي بايد داراي پوشش عايق مطمئن و بدون زدگي باشند.
ماده‌ 285: كليه اجزاء قالب بتن و هم چنين وسايلي از قبيل جك‌ها، تيرها، شمع‌ها و غيره كه براي پايه گذاري، شمع بندي و مهار كردن قالب‌ها مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند، بايد واجداستحكام و مقامت‎كافي‎بوده و باضريب‎ايمني بارگذاري‎حداقل5/2طراحي و ساخته‎شوند.
ماده‌ 286: قالب بتن بايد قبل از بتن ريزي بازديد و نسبت به استحكام و پايداري كليه اجزاء‌قالب، مهار‌ها و غيره اطمينان حاصل شود تا در موقع بتن ريزي از فرو ريختن قالب پيشگيري بعمل آيد.
ماده‌ 287: در موقع برداشتن قالب بتن بايد از گرفتن كامل بتن اطمينان حاصل گردد و احتياط‌هاي لازم به منظور حفاظت كارگران از خطر احتمالي سقوط بتن يا قالب بعمل آيد.
ماده‌ 288:در قسمتي كه بتن ريخته مي‌‌شود، براي جلوگيري از سقوط چرخ دستي يا فرغون به محل بتن‌ريزي، بايد در كناره آن موانعي تعبيه گردد.
ماده‌ 289:هنگامي كه كارهاي بنايي در طبقات زيرين انجام مي‌‌شود، نصب تيرآهن، انجام كارهاي بتني و غيره در طبقات بالاتر در صورتي مجاز خواهد بود كه سقف‌هاي مربوطه به طور كامل زده شده باشند.
ماده‌ 290: دستگاه بتن ساز بايد مجهز به ضامن باشد تا در هنگام تميز كردن دستگاه، از بكار افتادن اتفاقي آن پيشگيري بعمل آيد.
ماده‌ 291:عمليات برپا نمودن اسكلت‌هاي فلزي و همچنين اجراي سازه‌هاي بتني از قبيل قالب بندي‌، آرماتوربندي، ساخت و ريختن بتن در قالب‌ها بايد توسط اشخاص ذيصلاح انجام شود.

فصل هشتم‌ - انبار كردن‌ مصالح‌
 
ماده‌292: درمواردي‌ كه انباركردن موقت مصالح و نخاله‌هاي‎ساختماني‌ درمحل‌ عبور و مرور عمومي‌ يا مجاور آن‎اجتناب ناپذير باشد، اين‎كار با رعايت دقيق مفاد ماده 11 صورت گيرد.
ماده‌ 293: از انبار كردن مصالح ساختماني در نزديكي لبه گودبرداري، دهانه چاه يا هر نوع پرتگاه بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 294: آجر و سفال‌ نبايد با بيش‌ از دو متر ارتفاع‌ انباشته‌ شود و اطراف‌ آن‌ بايد با موانع مناسب محصور گردد.
ماده‌ 295: از انباشتن مصالحي از قبيل شن، ماسه، خاك و غيره، در كنار تيغه‌ها بايد جلوگيري بعمل آيد. هم چنين در صورت انباشتن مصالح مذكور در كنار ديوارها، بايد به ترتيبي عمل شود كه فشار بيش از حد به ديوار وارد نشود.
ماده‌ 296: انبار شن‌ و ماسه‌ و سنگ‌ بايد مرتباً مورد بازديد قرار گيرد تا در اثر برداشتن‌، موجبات‌ ريزش‌ آنها بر روي كارگران و ايجاد حادثه‌ فراهم‌ نگردد.
ماده‌ 297: كيسه‌هاي‌ سيمان‌ و گچ و غيره‌ نبايد بيش‌ از ده‌ رديف روي هم چيده شوند، مگرآنكه از اطراف به وسايل مطمئن مهار گردند و در اين صورت نيز بايد در هر پنج رديف كه روي هم چيده مي‌‌شوند، يك كيسه از هر طرف عقب نشيني گردد.
ماده‌ 298: هنگام برداشتن كيسه‌ها، هر رديف افقي بايد به طور كامل برداشته شود و سپس از رديف بعدي شروع گردد.
ماده‌ 299: برداشتن مصالح انبار شده بايد از بالاترين قسمت شروع گردد.
ماده‌ 300: الوارها بايد روي چوب‌هاي عرضي قرار داده شوند، به طوري كه كاملاً روي زمين قرار نگيرند و چنانچه ارتفاع الوارهاي انبار شده از يك متر تجاوز نمايد، در ارتفاع هر يك متر بايد الوارهاي عرضي بين رديف‌ها قرار داده شود.
ماده‌ 301: تيرهاي آهن بايد با ارتفاع كم طوري روي هم انباشته شوند كه امكان غلطيدن آنها نباشد.
ماده‌ 302: ورق‌هاي فلزي بايد به طور افقي روي هم انباشته شده و ارتفاع آن از يك متر تجاوز ننمايد.
ماده‌ 303: هنگام انبار نمودن لوله‌هاي فلزي، بايد طرفين آنها با موانع مناسب مهار گردد تا از غلطيدن آنها و ايجاد حادثه پيشگيري بعمل آيد.

فصل‌ نهم‌ - مقررات‌ متفرقه‌

ماده‌ 304: از كار كردن كارگران بر روي بام ساختمان‌ها در هنگام باد، طوفان و بارندگي شديد و يا هنگامي كه سطح بام پوشيده از يخ باشد،‌ بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 305: از بكار گماردن‌ كارگران‌ بي‌ تجربه‌ و تازه‌ كار بر روي‌ سقف‌هاي‌ شيب‌ دار بايد جلوگيري‌ بعمل‌ آيد.
ماده‌ 306: در هنگام‌ كار برروي‌ سقف‌هاي پوشيده‌ از صفحات‌ شكننده‌ مانند صفحات‌ موج‌‌دار نورگير و يا ورق‌هاي آزبست – سيمان (ايرانيت‌)، بايد از نردبان‌ها يا صفحات‌ كراولينگ‌ با عرض‌ حداقل‌ 25 سانتي‌ متر استفاده‌ شود. تعداد نردبان‌ها يا صفحات كراولينگ  بايد حداقل دو عدد باشد تا براي جابجا كردن يكي از آنها، نياز به ايستادن بر روي ورق‌هاي شكننده نباشد.
ماده‌ 307: در لبه‌ سقف‌هاي شيب‌ دار بايد موانع‌ مناسب‌ و كافي‌ جهت‌ جلوگيري‌ از لغزش و سقوط‌ كارگر و يا ابزار كار پيش‌بيني‌ شود.
ماده‌ 308: كارگراني‌ كه‌ بر روي‌ سقف‌هاي‌ شيب‌ دار با شيب‌ بيش‌ از 20 درجه‌ كار مي‌كنند بايد مجهز به‌ كمربند ايمني‌ و طناب‌ نجات‌ باشند و در صورت امكان تورهاي حفاظتي در زير محل كار نصب گردد.
ماده‌ 309: ورق‌هاي مذكور در ماده 306 بايد فاقد هرگونه نقص، ترك و شكستگي بوده و فاصله تكيه‌گاه‌هاي زير آن‎به اندازه‌اي باشد كه‎صفحات، تحمل بارهاي وارده را داشته باشند.
ماده‌ 310: معابري كه براي عبور چرخ دستي يا فرغون ساخته مي‌‌شوند، بايد داراي سطح صاف باشند و براي عبور هر فرغون حداقل يك متر عرض منظور شود.
ماده‌ 311: از قرار دادن بار، اعمال فشار و تكيه دادن داربست يا نردبان به كارهاي بنايي كه ملات آن هنوز به طور كامل نگرفته و سقف نشده باشد، بايد جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 312: شعله‌هاي باز، مشعل، كبريت مشتعل و غيره، نبايد در مجاورت دهانه‌هاي مجاري فاضلاب، خطوط اصلي گاز و مجاري مشابه قرار داده شود.
ماده‌ 313: نصب پلاك سنگي روي نماي ساختمان فقط در صورتي مجاز است كه به وسيله رول پلاك يا وسايل مناسب ديگر به طور محكم و ايمن مهار و از جدا شدن و سقوط آن پيشگيري بعمل آيد.
ماده‌ 314: هنگام پوشش كف اطاق‌ها و سالن‌ها با موكت يا مواد پلاستيكي، استعمال دخانيات بايد اكيداً ممنوع و همچنين كپسول‌هاي اطفاء حريق مناسب از قبيل نوع پودر شيميايي بايد دردسترس و آماده بكار باشد.
ماده‌ 315: قبل از شروع به كار پوشش كف اطاق‌ها و سالن‌ها با موكت يا مواد پلاستيكي، بايد پنجره‌ها كاملاً باز و از تهويه طبيعي محل كار اطمينان حاصل شود. ضمناً چنانچه تهويه مصنوعي نيز مورد نظر باشد، بايد مكنده هوا در سمت بيرون پنجره نصب و قبل از شروع كار روشن گردد. استفاده از بنزين و ديگر مواد سريع الاشتعال به عنوان رقيق كننده چسب خطرناك و ممنوع باشد.
ماده‌ 316: جك‌هايي كه در عمليات ساختماني مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند، بايد كاملاً سالم و بدون نواقصي از قبيل ترك خوردگي، سائيدگي، پيچيدگي، و غيره باشند همچنين حداكثر ظرفيت جك بايد بر روي آن در محل مناسبي به فارسي حك شده و يا به طرق مناسب ديگري مشخص شده باشد.
ماده‌ 317:جك نبايد بيش از ميزان حداكثر ظرفيت آن بارگذاري شود.
ماده‌ 318: جكي كه نقص فني داشته باشد، بايد به طور مشخص علامت گذاري و از دسترس افراد كارگاه ساختماني خارج گردد.
ماده‌ 319: ظرف محتوي قير داغ نبايد در محوطه بسته نگهداري شود، مگر آنكه قسمتي از محوطه باز بوده و تهويه به طور كامل انجام گيرد.
ماده‌ 320: براي گرم كردن بشكه‌هاي محتوي قير جامد ، بايد ترتيبي اتخاذ گردد كه ابتدا قسمت فوقاني قير در ظرف ذوب شود و از حرارت دادن و تابش شعله به قسمت‌هاي زيرين ظرف قير در ابتداي كار جلوگيري بعمل آيد.
ماده‌ 321: استفاده از چهارپايه‌هاي كوتاه در عمليات سبك ساختماني و تعميرات جزيي در صورتي مجاز است كه واجد استحكام و سطح اتكاء كافي و مطمئن باشد.
ماده‌ 322: بالا كشيدن اجسام سنگين و حجيم از جمله تيرآهن، قطعات فولادي و غيره به صورت دستي باطناب، كابل و غيره مجازنبوده و بايدازبالابرهاي‎مكانيكي مناسب‎استفاده شود.
ماده‌ 323: نقل و انتقال كارگران ساختماني در قسمت حمل بار وسايل نقليه موتوري يا به وسيله ساير ماشين آلات ساختماني مجاز نمي‌باشد.
ماده‌ 324: كليه مستحدثات موقت كارگاه از قبيل استراحت گاه، ساختمان اداري، انبار مصالح، راه‌هاي ارتباطي به كارگاه و غيره،‌بايد داراي استحكام و مقاومت كافي باشند.
اين آيين نامه مشتمل بر 9 فصل و 324 ماده، به استناد مواد 85 و 86 قانون كار جمهوري اسلامي ايران در جلسه مورخ 17/2/81 شورايعالي حفاظت فني مورد بررسي نهايي و تاييد قرار گرفت و در تاريخ 9/6/1381 به تصويب وزير كار و امور اجتماعي رسيد.


برچسب‌ها: آيين‌ نامه‌ حفاظتی كارگاه‌های ساختمانی, ایمنی بهداشت محیط زیست HSE, دانلود مقالات مهندسی عمران, دانلود کتاب جزوه مقاله پروژه, ایمنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 12:25  توسط spow  | 

یادداشت های پراکنده قسمت اول

داشتم مجددا سلین میخوندم یعنی دوره مجدد اثار ترجمه شده لوئی فردینان سلین این عصیانی ترین نویسنده ای که میشناسم! در کتاب قصر به قصر صفحه 302(به مرور بیشتر از سلین خواهم نوشت چون واقعا ارزشش رو داره) به کلمه اسقف کاتاری رسیدم.

ایده نوشتن در مورد لغاتی که برای فهم و ادراکشان دست به جستجو میزنم و اشتراک انها برای کسانی که شاید دوست داشته باشند بیشتر بدانند همین جوری متولد شد و انگیزه ترغیب کننده ای شد برای اینکه بعد از 4 ماه مجددا بنویسم(کرکره رو داده بودیم پایین و شرمون رو از خیل ملت گل و بلبل و اندک علاقمندان مباحث مطروحه کم کرده بودیم)

اما کاتاری و اسقف کاتاری

کاتارها گروه مذهبی ای بودند که در قرن یازدهم در اروپا پدیدار شدند. گویا عقاید دوالیستی آنها از پارسه[1] و از طریق امپراطوری بیزانس، شبه جزیره بالکان و شمال ایتالیا به اروپا آمده است. کلیسای کاتولیک قرن هاست بر سر این که کاتارها مسیحی شمرده می شوند یا نه بحث می کند. کاتولیک های رمی باورهای کاتارها را "کفر بزرگ" می نامند و نظر رسمی کاتولیک ها این است که کاتارها مسیحی نبوده اند.

کاتارها به دو اصل اعتقاد داشتند: به خدای خالق خوب و رقیب شیطانی اش. آنها خود را مسیحی می دانستند.

کاتارها سلسله مراتب کلیسایی و آیین های خود را داشتند هرچندبا روحانیت مسیحی و استفاده از ساختمان کلیسا مخالف بودند. کاتارها به دوگروه مومنین عادی و نخبگان {پارفه (اگر مرد بودند) و پارفت (اگر زن بودند} تقسیم می شدند. این نخبگان زاهدانه زندگی و معاش خود را از کارهای یدی از جمله بافندگی تامین می کردند. کاتارها به تناسخ باور داشتند و گوشت و هیچ فرآورده حیوانی دیگر را نمی خوردند. در رعایت دستورات انجیل سخت گیر بودند، بخصوص آنهایی که به زندگی فقیرانه، و خودداری از دروغ گفتن و کشتن و سوگند یاد کردن مربوط بود. آنها به کلیسا عشریه نمی دادند.

برخی از ایده های آنها شگفت آور است؛ مثلا به برابری زن و مرد اعتقاد داشتند، و با پیش گیری از بارداری، کشتن از روی ترحم یا خودکشی مخالفت اصولی نداشتند. برخی عقایدشان نقطه مقابل آموزه های کلیسای کاتولیک بود. آنها می گفتند رابطه جنسی بی هدف تولید مثل بهتر از رابطه ای است که با هدف تولید مثل برقرار می شود. کلیسای کاتولیک دقیقا عکس این نظر را تبلیغ می کرد- و هنوز می کند. کاتولیک ها می گفتند که گناه استمناء به مراتب بیش از گناه تجاوز است. از اصول کاتارها می شد نتیجه گرفت که رابطه هم جنس گرایانه کمتر از رابطه جنسی زن و شوهر مستحق مجازات است.

مذهب کاتار در لنگدوک[2] که در آن زمان به فرهنگ، آزادیخواهی و تساهل شهره بود ریشه دواند و در قرن دوازدهم قدرت بیشتری پیدا کرد. در اوائل قرن سیزدهم احتمالا کاتاریسم مذهب غالب ناحیه و مورد حمایت اشراف و مردم عادی بود.

در مباحثی که بین کاتارها و کاتولیک ها در می گرفت کاتارها دست بالا را داشتند. این مایه شرمساری کلیسای کاتولیک می شد که بهترین واعظانش را از سراسر اروپا برای بحث با عده ای بافنده و کارگر یدی تحصیل نکرده به میدان می آورد. از این بدتر، عده ای از کشیش های کاتولیک، معمولا باسوادترین شان، به کاتارها می گرویدند. از همه بدتر، کلیسای کاتولیک مضحکه مردم شده بود. موعظه برخی از ثروتمندترین مردان دنیای مسیحی در لباس های فاخر و سرتاپا غرق در جواهر در باره فضیلت زندگی فقیرانه حتی به چشم کاتولیک های لنگدوک هم مضحک بود.

کاتارها کلیسای کاتولیک را "کلیسای گرگ" ها می نامیدند و کاتولیک ها کاتارها را به کفر و ارتداد متهم می کردند و می گفتند که آنها به "کنیسه شیطان" تعلق دارند.

وقتی تبلیغات گسترده کلیسا علیه کاتارها به نتیجه دلخواه نرسید کلیسا به آخرین راه حل متوسل شد. پاپ اینوسنت سوم جنگ صلیبی علیه کاتارها را آغاز کرد. جنگی که به Albigensian Crusade مشهور است. اولین فرمانده ارتش پاپ در این جنگ کشیشی به نام آرنو اموری است که با این گفته در یادها مانده است: "همه را بکشید. خداوند مال خودش را خواهد شناخت."

این جنگ در طول دو نسل بیش از 500000 مرد و زن و کودک لنگدوک- کاتار یا کاتولیک- را به کشتن داد. اموال کنت های تولوز و متحدانشان مصادره و زمین هایشان ضمیمه خاک فرانسه شد. حاکمان درس خوانده و آسان گیر لنگدوک جای خود را به مشتی وحشی دادند. Dominic Guzman (بعدها سنت دومینیک) فرقه دومینیکن و کمی بعد محکمه تفتیش عقاید را با هدف نابود کردن آخرین رشته های مقاومت پایه گذاری کرد. تعقیب یهودیان و دیگر اقلیت ها آغاز شد. فرهنگ تروبادورها نابود شد زیرا حامیانش اکنون فراری و سرگردان شده بودند.

ایده Paratge آنها- که جهان بینی ای پیچیده بود تقریبا از میان رفت و بدل کمرنگی از آن به عنوان ایده شوالیه گری باقی ماند.

تعلیم در خارج از سلک روحانیت از رونق افتاد و خواندن انجیل به جرمی بزرگ تبدیل شد. پرداخت عشریه اجباری شد. اقتصاد لگندوک سقوط کرد و این ناحیه به فقیرترین ناحیه فرانسه تبدیل شد. زبان آن ناحیه، Occitan از رایج ترین زبان ادبی اروپا به گویشی محلی تنزل کرد.

گفته می شود که در پایان قرن چهاردهم کاتاریسم کاملا از میان رفت هر چند هنوز هم نشانه هایی از آن باقی مانده است. هر چه تحقیقات در باره عقائد و آراء کاتارها جلوتر می رود، ادعای آنها مبنی براین که بازماندگان راستین اولین کلیسای مسیحی هستند بیشتر ثابت می شود.

عقاید پروتستان ها شباهت زیادی به آراء کاتارها دارد و باور براین است که مصلحین اولیه چیزهایی از کاتارها می دانسته اند که بر کلیسا پوشیده بوده است. هنوز برخی از کلیساهای پروتستان مدعی میراث کاتارها هستند.

جالب است که معمولا بافندگان متهم به تبلیغ آراء پروتستان ها می شدند، درست همانطور که پیشینیانشان در قرون وسطی متهم به بسط افکار کاتارها بودند.

حتی می شود ادعا کرد که در طول قرن ها آراء کلیسای کاتولیک رم به تدریج از آموزه های قرون وسطایی خود دور و به آموزه های کاتارها نزدیک شده است.

 منبع : cathar.info


[1]Persia ایران

[2]Languedoc 

پ.ن 1 : سعی میکنم مرتب و منظم به سبک روال پنج ال اخیر بازهم بنویسم تا چه پیش اید

پ.ن 2 : با سپاس از لطف دوستان سعی میکنم در اولین فرصت ممکن پاسخ درخواست ها و نظرات مطرح شده دوستان را بنویسم کماکان از نظرات و پیشنهادات دوستان عزیز استقبال می شود 


برچسب‌ها: یادداشت های پراکنده, دادائیسم مکتب ادبی مذهب کلیسا, قصر به قصر, کتار کاتاری اسقف کاتاری, لوئی فردینان سلین
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 12:15  توسط spow  | 

دانلود جزوه امار و احتمالات مهندسی

جزوه امار و احتمالات مهندسی در هشت فصل و 190 صفحه برای کلیه رشته های مهندسی و علوم پایه طبق فهرست زیر اماده دانلود می باشد.

آمار و احتمالات مهندسي

فصل اول : آمار توصیفی
-مفاهیم اساسی
-شاخص های گرایش مرکزی
-شاخص های پراکندگی
-جدول توزیع فراوانی
-نمودارها
-چولگی و برجستگی
-کدگزاری
-جامعه آماری دو بعدی   

فصل دوم : احتمال

1- فضای نمونه
2- پیشامد
3- شمارش
4- اصول شمارش
5- جایگشت
6- ترکیب
7- احتمال
8- تابع احتمال
9- قوانین احتمال
10- احتمال شرطی
11- دو پیشامد
12- فرمول بیز

فصل سوم : توزيع متغيرهاي تصادفي

1- متغیر تصادفی
2- متغیر تصادفی گسسته
3- متغیر تصادفی پیوسته
4- تابع توزیع F(x)
5- تابع احتمال و تابع توزیع توام دو متغیر تصادفی
6- تابع توزیع توام
7- تابع چگالی احتمال و تابع توزیع حاشیه ای
8- تابع چگالی احتمال و تابع توزیع شرطی
9- استقلال دو متغیر تصادفی
10- امید ریاضی
11- گشتاورها
12- ضریب همبستگی دو متغیر تصادفی
13- چولگی و برجستگی در جامعه
14- تابع مولد گشتاورها
15- نامساوی مارکف و چبیشف

فصل چهارم : توزيع هاي احتمال خاص

1- توابع احتمال خاص گسسته
2- توابع چگالي احتمال خاص پيوسته

فصل پنجم : توزیع های نمونه گیری

1- برآوردگر
2- توزیع مشترک
3- توابع خطی از متغیرهای تصادفی مستقل
4- توزیع میانگین
5- قضیه حد مرکزی
6- تقریب نرمال برای توزیع دو جمله ای
7- توزیع واریانس نمونه
8- توزیع t
9- توزیع نسبت واریانس دو نمونه

فصل 6 : برآورد نقطه ای و فاصله ای پارامتر

فصل پنجم : آزمون فرض هاي آماري

فصل 8 : همبستگي و رگرسيون

ضریب همبستگی
خط رگرسیون
پیش بینی
آزمون فرض برای الفا
آزمون فرض برای بتا

برای دانلود جزوه امار و احتمال مهندسی به لینک زیر مراجعه فرمایید :

دانلود کنید.

پسورد : www.mechanicspa.mihanblog.com


برچسب‌ها: دانلود جزوه امار و احتمالات مهندسی, دانلود جزوه, امار و احتمال پراکندگی امار توصیفی پیشامد امید ریا, تابع چگالی واریانس رگرسیون احتمال ازمون فرض, دانلود جزوه امار و احتمال
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:50  توسط spow  | 

جوشکاری و برشکاری لیزر بوسیله  یک ماشین مشترک
One Machine Does It All for Laser Beam Welding and Cutting

مزایای استفاده از لیزرهای سه بعدی

كيفيت نور بالا
بازده بالاي ليزر
پالس مناسب
ابعاد كوچك
هزينه ي كم ( از ديدگاه اقتصادي )
انعطاف پذيري بالا
دقت مناسب
عمليات تركيبي جوش و برش و ...

برای دانلود تحقیق مهندسی مکانیک با عنوان جوشکاری و برشکاری لیزر بوسیله  یک ماشین مشترک به لینک زیر مراجعه فرمایید:

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com


برچسب‌ها: جوشکاری و برشکاری لیزر بوسیله یک ماشین مشترک, دانلود جزوات مهندسی مکانیک, دانلود تحقیق مهندسی, رباتیک جوشکاری دانلود تحقیق پروژه پالس لیزر, جوشکاری
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 10:42  توسط spow  | 

 کمک هزینه های مسکن ، خواربار،بن و عائله مندی

۱- میزان حق مسکن کارگران در حال حاضر چقدر میباشد؟

هیات وزیران در جلسه مورخ ۲۹/۴/۱۳۸۴ بنا به پیشنهاد شورای عالی کار و به استناد ماده واحده قانون اصلاح طبقه بندی مشاغل و برقراری کمک هزینه مسکن کارگری مصوب ۲۷/۱/۱۳۵۹ شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران- مصوب ۱۳۷۰- تصویب نمود که : "حق مسکن کارگران به میزان یکصد هزار (۰۰۰/۱۰۰) ریال تعیین می گردد."

۲- آیا در نیمه اول سال که ماهها 31 روزه هستند باید به کارگران از بابت کمک   هزینه های مسکن، خواروبار و عائله مندی 31 روزه پرداخت گردد یا 30 روز؟

از آنجا که در مقررات مربوط به کمک هزینه های مسکن، خواروبار و عائله مندی، پرداخت این کمک ها بصورت ماهانه قید گردیده است و ماه نیز از نظر احتساب موارد قانونی مستنداً به ماده 443 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، 30 روز می باشد لذا مزایای یاد شده در کلیه ماههای سال اعم از 31 روزه، 30 روزه و 29 روزه در قالب تعریف شده در ماده قانونی مرقوم یعنی 30 روزه پرداخت خواهد شد. بدیهی است کارگاههائی که این کمک هزینه ها را در شش ماه اول سال 31 روزه پرداخت می کنند این رویه جزء شرایط کار کارگران محسوب و کماکان معتبر خواهد بود.

۳-در یک واحد کارگری، کارگران بیش از میزان تعیین شده قانونی کمک هزینه مسکن دریافت می دارند در صورت افزایش کمک هزینه مسکن توسط دولت آیا کارگران می‌توانند مدعی افزایش کمک هزینه مسکن خود به نسبت افزایش مصوبه دولت باشند؟

چنانچه در کارگاهی کارگران قبل از مصوبه دولت کمک هزینه مسکن بیش از مبلغ مصوب دریافت می داشته اند این پرداخت ها به همین میزان به قوت خود باقی بوده و ادعای افزایش آن در اجرای تصویبنامه هیأت وزیران مورد نخواهد داشت مگر با توافق کارفرما که مخالفتی نیز با مصوبه پیدا نمی کند.

۴-سازمان تأمین اجتماعی در ایام بیماری کارگران طبق مقررات بابت کمک هزینه‌های مسکن و خواروبار به آنان غرامت می پردازد آیا کارفرما مکلف به تأدیه مابه‌التفاوت پرداختی از بابت کمک هزینه های مزبور به کارگران می باشد؟

دستورالعمل شماره 12503/ ن مورخ 17/7/1360 معاونت نظارت بر روابط کار و نیز بخشنامه شماره 437 فنی سازمان تامین اجتماعی در مورد تکلیف کارفرمایان به پرداخت مابه‌التفاوت کمک هزینه های مسکن و خواروبار به موجب رای شماره 364 مورخ 19/10/1378 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ابطال گردیده است به این لحاظ الزام کارفرمایان به پرداخت مابه التفاوت یاد شده منتفی خواهد بود.

۵-زن و شوهری در یک کارگاه شاغل هستند آیا هر دو مشمول استفاده از کمک هزینه های مسکن و خواروبار قرار می گیرند؟

کلیه حقوق و مزایای پیش بینی شده در قانون کار و مقررات تبعی به اعتبار کار کارگر به وی پرداخت می شود به این جهت به زن و شوهری که هر دو مشمول قانون کار باشند حتی در صورت شاغل بودن در یک کارگاه مشمول کلیه امتیازات پیش بینی شده در قانون کار و مقررات مرتبط به آن منجمله کمک هزینه های مسکن و خواروبار قرار می گیرند.

۶-آیا کارفرمایان نسبت به پرداخت کمک هزینه خواربار به کارگران که طبق تصویبنامه سال 57 هیأت وزیران برای کارگران مجرد و متأهل به ترتیب 400 و 800 ریال بوده است تکلیف دارند؟

با توجه به اینکه بر اساس مقررات مربوط به کمک هزینه خواروبار، این کمک هزینه تنها به کارگرانی قابل پرداخت بوده که حقوق ماهانه شان کمتر از 45000 ریال بوده باشد با افزایش سطح مزد کارگران و تجاوز حداقل قانونی مزد از مبلغ مزبور، کارفرمایان قانوناً تکلیفی به پرداخت کمک هزینه خواربار نخواهند داشت مگر اینکه این کمک هزینه بعد از رسیدن حقوق کارگران به سقف مذکور قطع نشده و ادامه یافته باشد و یا در این زمینه کارگاه برای این پرداخت دارای عرف و روال باشد که طبیعتاً رویه مورد عمل برای طرفین لازم الرعایه خواهد بود.

۷-آیا اشخاصی که مشمول قانون کار نیستند نیز می توانند از بن کارگری استفاده نمایند و آیا بیمه بودن نیز شرط برخورداری از بن می باشد؟

در مقررات مربوط به برقراری بن کارگری شرط استفاده از آن مشمول قانون کار بودن می باشد لذا این حق به غیر مشمولین قانون کار شمول پیدا نمی کند ضمناً برخورداری از بن صرفاً منوط به داشتن رابطه کارگری و کارفرمائی موضوع قانون کار بوده و استفاده از بن کارگری ارتباطی با بیمه بودن و یا نبودن کارگر ندارد البته در واریز وجوه مربوط به بن کارگران به اتحادیه امکان و تحویل بن و سایر ضوابط اجرائی ارائه لیست بیمه قید گردیده است.                      

۸-آیا بازنشسته های کشوری و لشکری که پس از بازنشستگی طبق قانون کار در کارگاههای مختلف به کار مشغول می شوند می توانند از بن کارگری استفاده نمایند؟

بازنشسته های کشوری و لشکری، چنانچه با رعایت مقررات مربوط، مبادرت به انعقاد قرارداد کار (شفاهی و یا کتبی) نمایند به لحاظ رابطه کارگری و کارفرمائی که با کارفرما پیدا می کنند مشمول کلیه مقررات قانون کار و مقررات تبعی به استثنای کمک عائله مندی موضوع مواد 86 و 87 قانون تامین اجتماعی بوده و لذا از بن کارگری نیز استفاده خواهند کرد.

۹-شرایط پرداخت و نیز میزان کمک عائله مندی به بیمه شدگان چه می باشد؟

طبق ماده 86 قانون تأمین اجتماعی کمک عائله مندی منحصراً تا دو فرزند بیمه شده پرداخت می شود مشروط بر آنکه:

1- بیمه شده حداقل سابقه پرداخت حق بیمه هفتصد و بیست روز کار را داشته باشد.

2- سن فرزندان از هجده سال کمتر باشد و یا منحصراً به تحصیل اشتغال داشته باشد تا پایان تحصیل، و یا در اثر بیماری یا نقص عضو طبق گواهی کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 قانون تأمین اجتماعی قادر بکار نباشند.میزان کمک عائله مندی معادل 3 برابر حداقل مزد روزانه کارگر ساده برای هر فرزند در هر ماه می باشد.

۱۰-آیا سابقه پرداخت حق بیمه به صندوق های دیگری بجز سازمان تأمین اجتماعی فرد را مستحق دریافت کمک عائله مندی موضوع مواد 86 و 87 قانون تأمین اجتماعی می‌نماید؟

کمک عائله مندی به بیمه شدگانی تعلق می گیرد که علاوه بر داشتن فرزند واجد شرایط، سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه را به سازمان تأمین اجتماعی داشته باشند و لذا پرداخت حق بیمه به سایرصندوق ها که مورد تأیید سازمان تأمین اجتماعی نباشد موجبی جهت استحقاق فرد به دریافت کمک عائله مندی مذکور نخواهد بود.

۱۱-در صورت تجاوز سن فرزند بیمه شده از 18 سال آیا باز هم بیمه شده می تواند از کمک عائله مندی برخوردار شود؟

به صراحت ماده 86 قانون تأمین اجتماعی کمک عائله مندی تنها در صورتی به فرزندان بیش از 18 سال تعلق خواهد گرفت که آنان منحصراً به تحصیل اشتغال داشته (تا پایان تحصیل)، و یا در اثر بیماری و یا نقص عضو، طبق گواهی کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 این قانون قادر بکار نباشند.

۱۲-چنانچه یکی از فرزندان بیمه شده که کمک عائله مندی در رابطه با او پرداخت        می شود شرایط قانونی لازم را از دست بدهد و بطور مثال سنش از 18 سال تجاوز نماید آیا فرزندان دیگری که شرایط قانونی را دارا هستند می توانند جانشین او بشوند و کارگر همچنان از کمک عائله مندی برخوردار باشد؟

چنانچه هر یک از فرزندانی که کارگر در ارتباط با آنان از کمک عائله مندی استفاده می نماید، شرایط قانونی، منجمله داشتن سن زیر 18 سال را فاقد گردند، دیگر فرزندان کارگر، بشرط داشتن شرایط قانونی، جانشین فرزندان قبلی شده و کارگر همچنان از حق عائله مندی، حداکثر برای دو فرزند، برخوردار خواهد بود.

۱۳-کارگری اخیراً ازدواج کرده است، همسر او از ازدواج قبلیش دارای فرزندی است آیا کارگر مزبور می تواند به اعتبار فرزند همسرش از کمک عائله مندی برخوردار بشود؟

هرگاه کارگری ازدواج نماید و همسر وی از ازدواج قبلی دارای اولاد باشد کارگر موصوف محق به دریافت حق عائله مندی از بابت فرزند همسر خود نخواهد بود مگر اینکه با رعایت مقررات قانونی فرزند مزبور را به فرزندی پذیرفته باشد.

۱۴-کارگری با داشتن شرایط قانونی از کمک عائله مندی پیش بینی شده در قانون تأمین اجتماعی برخوردار است اخیراً همسر او هم که در همان کارگاه مشغول به کار است ادعا کرده است که با توجه به اینکه حق بیمه مقرر در قانون را پرداخت کرده است او هم باید از کمک عائله مندی برخوردار شود آیا پرداخت این کمک بطور توأم به این دو کارگر قانونی است؟

در اجرای مواد 86 و 87 قانون تأمین اجتماعی، زن و شوهری که در یک کارگاه و یا در کارگاههای جداگانه اشتغال بکار داشته باشند در صورت داشتن شرایط پیش بینی شده (پرداخت 2 سال حق بیمه) هر کدام به تنهائی محق به دریافت کمک عائله مندی خواهند بود.

۱۵-در دوران بیماری و یا مدتی که کارگر زن در مرخصی بارداری و زایمان است پرداخت کمک عائله مندی با چه کسی است؟ کارفرما یا سازمان تأمین اجتماعی؟

از آنجا که کمک  عائله مندی از مواردی است که بر اساس مقررات تأمین اجتماعی، حق بیمه از آن کسر نشده و در نتیجه در ایام بیماری که کارگر از سازمان مزبور غرامت مزد دریافت می دارد جزء غرامت پرداختی به کارگر نیست لذا پرداخت آن در ایام بیماری و زایمان که به تأیید سازمان تأمین اجتماعی رسیده باشد کلاً بر عهده کارفرما می باشد.

۱۶-آیا کارگران پاره وقت نیز استحقاق دریافت بن کارگری را دارند؟ میزان بن متعلقه چگونه باید محاسبه گردد؟

کارگران پاره وقت که ساعات کارشان کمتر از ساعات کار عادی کارگاه می‌باشد نیز استحقاق استفاده از بن کارگری را دارند و برای محاسبه میزان بن متعلقه، مجموع ساعات کارکرد آنها در ماه تبدیل به روز شده و طبق ضوابط مربوط روزهای کارکرد بن تحویل خواهد شد.

۱۷-آیا کارگرانی که برابر مقررات از مقرری بیمه بیکاری استفاده می کنند استحقاق دریافت کمک  عائله مندی را خواهند داشت؟

چون در ایامی که کارگران از مقرری بیمه بیکاری استفاده می کنند فاقد رابطه کاری و مزدی با کارفرمای واحد مربوط می باشند و از طرفی در ایام مذکور سهم حق بیمه کارگر و کارفرما نیز به سازمان تأمین اجتماعی تادیه نمی گردد لذا پرداخت کمک  عائله‌مندی موضوع ماده 86 قانون تامین اجتماعی به کارگران مشمول قانون کار در ایام فوق مورد پیدا نمی کند. بدیهی است پرداخت آن با موافقت کارفرما اشکال قانونی نخواهد داشت.

۱۸-شخصی از قبل سابقه پرداخت دو سال حق بیمه را نزد سازمان تأمین اجتماعی دارد اما در حال حاضر مشمول مقررات بیمه ای این سازمان نمی باشد آیا مشمول کمک عائله مندی قرار می گیرد؟

مستنبط از مواد 86 و 87 قانون تأمین اجتماعی که در آنها به “بیمه شده” اشاره شده و زمان پرداخت کمک عائله مندی “موقع پرداخت مزد یا حقوق به بیمه شده” اعلام گردیده است، شرط لازم برای برخورداری از کمک یاد شده، شمول مقررات قانون تأمین اجتماعی در هنگام دریافت کمک مزبور بوده و صرف سابقه پرداخت دو سال حق بیمه در مواردی که شخص بعدها در دایره شمول مقررات دیگر قرار گرفته باشد کافی نخواهد بود.

۱۹-بیمه شده ای بابت یکی از فرزندانش که بالای 18 سال داشته ولی به تحصیل اشتغال دارد کمک عائله مندی دریافت می کند اکنون این فرزند وی در حین تحصیل ازدواج کرده است آیا کارگر بیمه شده کماکان از این فرزند متاهل در حال تحصیل حق ‌اولاد دریافت خواهد داشت؟

با عنایت به مفاد ماده 86 قانون تأمین اجتماعی، فرزندان اعم از ذکور و یا اناث چنانچه منحراً به تحصیل اشتغال داشته باشند پس از رسیدن به سن هجده سال نیزاستحقاق دریافت کمک عائله مندی موضوع ماده فوق را خواهند داشت و وضعیت تاهل فرزندان در این رابطه موثر نخواهد بود.

۲۰-مستندات تکلیف کارفرمایان نسبت به پرداخت کمک عائله مندی به کارگران در ایام بیماری؟

در رابطه با تکلیف کارفرمایان به پرداخت کمک عائله مندی کارگرانی که به علت بیماری از غرامت دستمزد پرداختی توسط سازمان تأمین اجتماعی استفاده می کنند باید دانست که اصولاً مستند به تبصره الحاقی به بند یک تصویبنامه شماره 62602 مورخ 7/7/57 هیأت وزیران مصوب 31/3/59 کمیسیون شماره 2 شورای انقلاب و به استناد ماده 74 قانون کار ایام بیماری کارگرانی که به موجب تشخیص سازمان تأمین اجتماعی قادر به کار نباشند جزء روزهای کار آنان محسوب بوده و لذا به جز مزد و مزایایی که در این ایام غرامت آنها بر اساس مقررات قانون تأمین اجتماعی توسط سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می شود، دیگر مزایایی که ماخذ پرداخت حق بیمه نبوده و لذا در ایام بیماری غرامت مربوط به آن نیز از سوی سازمان یاد شده پرداخت نمی شود، همچون کمک عائله مندی موضوع ماده 86 قانون تأمین اجتماعی، همانند ایام اشتغال در کارگاه می باید توسط کارفرما پرداخت گردد.

۲۱-آیا سازمان تأمین اجتماعی می تواند مرجعی جهت اظهار نظر در مسائل مربوط به کمک عائله مندی کارگران باشد؟

از آنجا که کمک عائله مندی موضوع ماده 86 قانون تأمین اجتماعی به صراحت ماده در ارتباط با “بیمه شدگان” بوده و منحصر به مشمولان قانون کار نمی باشد لذا خود سازمان تأمین اجتماعی که مجری این قانون (قانون تأمین اجتماعی) می باشد نیز طبیعتاً صالح به اظهار نظر در مسائل و موضوعات مربوط به عائله مندی خواهد بود و صرفاً در صورت بروز اختلافات فی‌مابین “بیمه شده” و “کارفرما” مستند به تبصره ماده 87 قانون تأمین اجتماعی مراجع حل اختلاف موضوع فصل نهم قانون کار صلاحیت رسیدگی خواهند داشت.


۲۲- فردی نزد سازمان تأمین اجتماعی بیمه بوده و سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه را پیدا کرده است اما این شخص مشمول قانون کار قرار ندارد و تحت پوشش مقررات استخدامی دیگری است آیا می تواند از کمک عائله مندی برخوردار شود؟

صولاً پرداخت کمک عائله مندی موضوع ماده 86 قانون تأمین اجتماعی در ارتباط با بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی می باشد و ارتباطی با نوع مقررات استخدامی حاکم بر روابط بیمه شده با دستگاه ذیربط پیدا نمی کند به این ترتیب غیرمشمولین قانون کار نیز مشروط بر اینکه نزد سازمان تأمین اجتماعی بیمه بوده و سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه را داشته باشند ذیحق استفاده از کمک عائله مندی خواهند بود.
 

۲۳- بیمه شده زنی که سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه را دارد از همسرش جدا شده و از وی دارای فرزند می باشد آیا مشارالیها می تواند از کمک عائله مندی استفاده کند؟ و اگر بیمه شده ای همسرش فوت نموده باشد چطور؟

در مقررات مربوط به پرداخت کمک عائله مندی شرط تحت تکفل بودن فرزندان پیش بینی نشده است و ملاک عمل این پرداختها بیمه بودن کارگر با رعایت مفاد ماده 86 قانون تأمین اجتماعی می باشد لذا زنان مطلقه و کارگرانی که همسرانشان فوت نموده اند بشرط داشتن سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه مشمول برخورداری از حق اولاد خواهند بود.

۲۴- کمک عائله مندی بیمه شده ای به دلیل رسیدن یکی از فرزندان وی به هیجده سالگی قطع گردیده است بعد از مدتی این فرزند در مراکز رسمی آموزشی به تحصیل می‌پردازد آیا کارفرما تکلیف به برقراری مجدد حق اولاد برای بیمه شده پیدا می کند؟

بند دو ماده 86 قانون تأمین اجتماعی یکی از شرایط استفاده از کمک عائله مندی را منوط به این دانسته که “سن فرزندان کارگر بیمه شده از هیجده سال کمتر باشد و یا منحصراً به تحصیل اشتغال داشته باشند تا پایان تحصیل”

با عنایت به شرح فوق اشتغال به تحصیل فرزندان بیمه شده که ادامه برخورداری از کمک عائله مندی بعد از سن 18 سالگی را موجب می شود منوط به این است که فرزندان بیمه شده قبل از 18 سالگی مشغول تحصیل بوده و اشتغال به تحصیل آنان بعد از 18 سالگی نیز همچنان تداوم یابد.

۲۵- بند 2 ماده 86 قانون تأمین اجتماعی یکی از شرایط استفاده از کمک عائله مندی بعد از سن 18 سالگی فرزندان را ادامه تحصیل آنان دانسته است محدودیت زمانی ادامه تحصیل چه میزان می باشد؟ اثبات ادامه تحصیل چگونه است؟

در ضوابط مربوط به پرداخت کمک عائله مندی که در ماده 86 قانون تأمین اجتماعی به آن پرداخته شده قید محدودیت سنی جهت ادامه تحصیل برای استفاده از حق‌اولاد پیش بینی نگردیده است ضمناً گواهی های اشتغال به تحصیل که از سوی مراکز و موسسات آموزشی رسمی صادر می گردد ملاک احراز ادامه تحصیل خواهد بود.

۲۶- بیمه شده ای که سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه را دارد در نیمه اول یا دوم یکی از ماههای سال در یک واحد کارگری بکار گرفته شده است عائله مندی وی از چه مقطعی باید منظور گردد و از طرفی اگر فرزند این بیمه شده در نیمه اول یا دوم ماه متولد شود حق اولاد از چه تاریخی قابل محاسبه می باشد؟ و اگر بیمه شده در طول ماه کسرکار داشته باشد چطور؟

شرط استفاده از کمک عائله مندی، داشتن سابقه پرداخت 720 روز حق بیمه است که مقررات آن در ماده 85 قانون تأمین اجتماعی پیش بینی شده است بدیهی است کارگرانی که در مقطعی از ماه به کار گمارده شده و یا فرزندان آنان در بین ماه به دنیا می آیند و یا کسرکار دارند، کمک عائله مندی آن نیز به نسبت ایام کارکرد و یا از زمان تولد فرزندقابل پرداخت خواهد بود.

۲۷- برخی از کارگران از خانه های سازمانی که کارفرما بطور مجانی در اختیار آنان گذارده است استفاده می کنند آیا این کارگران استحقاق دریافت کمک هزینه مسکن را نیز دارند؟

در مقررات مربوط به پرداخت کمک هزینه مسکن برای کارگران مشمول قانون کار استثنایی پیش بینی نشده است از طرفی این پرداخت جنبه کمکی و حمایت داشته و به نداشتن مسکن یا خانه سازمانی مشروط نگردیده است بنابراین با توجه به کلیت مصوبه هیأت وزیران راجع به برقراری کمک هزینه مسکن، پرداخت آن برای همه کارگران به نحو یکسان انجام می شود به عبارت دیگر برخورداری از خانه سازمانی مجوزی برای عدم پرداخت کمک هزینه مسکن به کارگران نخواهد بود اعم از اینکه از کارگر برای استفاده از خانه سازمانی شرکت مال الاجاره دریافت شود یا نشود.

--------------------------

پ.ن : از ابتدای سال 93 بعد از هفت سال حق مسکن کارگران از 10000 تومان به 20000 تومان افزایش یافت و بن کارگری نیز با افزایشی سی هزارتومانی به ماهانه 80 هزارتومان رسید و مجموعا در سال بایستی 960 هزار تومان حق بن کارگری برای کارگران مسمول قانون کار واریز گردد.


برچسب‌ها: کمک هزینه های مسکن خواربار بن و عائله مندی, کار و کارگر, قانون کار, حق مسکن حق شیفت خواربار بن عائله مندی فرزند, کمک هزینه کارگر بن عائله مندی
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 9:34  توسط spow  | 

انتخاب بهینه سیستم مخابراتی براي اتوماسیون توزیع با استفاده از روش تصمیم گیری Fuzzy AHP و بهینه سازی ان توسط الگوریتم ژنتیک


چکیده- اتوماسیون توزیع یکی از نیازهاي اصلی شبکه هاي توزیع میباشد . سیستم ارتباطی مخابراتی یکی از اجزاي اصلی اتوماسیون توزیع است و سیستمهاي ارتباطی مختلفی جهت این کاربرد در دسترس است . با این وجود به دلایل زیادي از جمله ضوابط گوناگون براي انتخاب بهینه ، انتخاب سیستم بهینه کاري دشوار است. در این مقاله با مسئله گوناگونی شرایط انتخاب مواجه می شویم، در ابتدا یک سیستم مخابراتی تک مبدا تک مقصد تحت سه پارامتر هزینه، قابلیت اطمینان و تسهیل در فراهم کردن سایر سرویسها جهت ارزیابی بررسی می گردد و سپس به یک شبکه عام تعمیم داده می شود.

مقدمه

شبکه ها ي توزیع انرژي الکتریکی یکی از گسترده ترین شبکه ها هستند که تقریبا می توان آنها را در هر جایی مشاهده نمود . به دلیل وسعت وگستردگی شبکه هاي توزیع، مدیریت این بخش پیچیدگی بیشتري را به بهره برداران تحمیل می کند . مسائلی از قبیل رشد جمعیت و افزایش تقاضا براي انرژي الکتریکی از یک طرف و فشارهاي قانونی براي ارائه انرژي با کیفیت مناسب از طرف دیگر، متولیان بخش توزیع را به فکر استفاده از راه حل هاي گوناگون جهت تامین تقاضا و تحویل انرژي به صورت مطمئن انداخته است. این مساله در بازارهاي رقابتی برق از اهمیت مضاعف برخوردار ا ست. استفاده بی ملاحظه از خطوط موجود براي تغذیه مصرف کنندگان جدید، باعث اضافه جریان، افت ولتاژ شدید، خاموشی هاي پی در پی، کاهش عمر تجهیزات و غیره در آنها خواهد شد . حل مشکل رشد بار با نصب نیروگاهها، پستها و خطوط جدید نیز علاوه بر اقتصادي نبودن، شبکه برق را پیچیده، نامطمئن و غیر قابل کنترل خواهد ساخت . علیرغم تلاش در جهت استفاده از سیستمهاي قدرت بهینه، بروز اختلال و حوادث مختلف، گاه و بیگاه در یک سیستم قدرت اجتناب ناپذیر است . هدف نهایی بهره برداران بخشهاي مختلف جلوگیري از بروز اختلالات ناشی از تجهیزات بکار رفته در شبکه، کاهش زمان خاموشی ها، رفع سریع اشکالات سیستم و برقراري مجدد جریان برق با کیفیت مطلوب، بدون نوسانات ولتاژ و غیره است . در بخش توزیع، شناسائی نقاط معیوب و علت بروز خطاهاي مکرر، استفاده از تجهیزات الکتریکی مدرن و به روز، برنامه ریزي صحیح در هنگام توسعه سیستم قدرت و بالاخره اتوماسیون شبکه هاي توزیع از جمله روشهاي بهبود کیفیت انرژي الکتریکی و عرضه آن به مصرف کنندگان است [ 1]. در این میان اتوماسیون توزیع نقش بسیار مهم و غیر قابل انکاري در افزایش کیفیت برق تحویلی به مصرف کننده دارد و اخیرا به عنوان یک سیاست محوري در بخش توزیع مورد توجه قرار گرفته است.

مزایایی را که پس از اجراي اتوماسیون توزیع نصیب بهره بردار و مشترك می گردد، می توان به صورت افزایش
آمادگی و قابلیت اطمینان شبکه ، اصلاح ضریب بار، اصلاح ضریب قدرت، اصلاح پروفیل ولتاژ ، کاهش زمان خاموشی، کاهش تلفا ت توزیع ، تعویق سرمایه گذاریها در نصب تجهیزات جدید ، کاهش صورت حساب انرژي و کاهش خسارت به تجهیزات و افزایش عمرآنها خلاصه کرد.

همانند بسیاري از موارد دیگر در دنیاي واقعی، اتوماسیون توزیع نیز هزینه هایی در بر دارد . عمده هزینه اي که براي اجراي اتوماسیون در شبکه هاي توزیع لازم است به یک عامل بر می گردد : زیر ساختار مخابراتی. وظیفه اصلی این زیرساختار، جمع آوري داده هاي مورد نیاز از ترمینالهاي راه دور (بارهاي مشترکین، پست و فیدر )، ارسال داده ها به مرکز کنترل توزیع و نمایش آنها در قالبی مناسب براي اپراتور شبکه است. تناسب و کارآیی این سیستم مخابراتی، یکی از پارامترهاي اصلی در موفقیت نهایی اتوماسیون است . به طور کلی، عوامل زیادي بر انتخاب این سیستم مخابراتی تاثیر می گذارند. عدم توجه یک بهره بردار، به این پارامترها در انتخاب سیستم مخابراتی، ممکن است صدمات جبران ناپذیري به موقعیت وي در محیط رقابتی صنعت برق وارد کند. از طرف دیگر ، تشخیص اهمیت پارامترهاي موثر بر انتخاب نیز، خود می تواند اثري مشابه با اثر عدم توجه به آنها داشته باشد . این عوامل، روي هم رفته، انتخاب سیستم مخابراتی براي اتوماسیون توزیع را به وظیفه اي دشوار تبدیل می کنند . بنابراین، در انتخاب این سیستم مخابراتی با یک مسئله چند هدفی روبرو هستیم . یکی از
مشکلات موجود، تصمیم گیري بر اساس معیارهاي ناهمگون و از جنسهاي متفاوت است . براي مثال ، هزینه و قابلیت اطمینان واحدهاي متفاوتی دارند . همچنین مشکل دیگر در تصمیم گیري ، تعدد معیارهاست. در حال
حاضرسیستم هاي مخابراتی زیادي وجود دارن د که هر یک می توانند راه حلی براي سیستم مخابراتی مناسب براي اتوماسیون توزیع تلقی شوند . از جمله این سیستمها می توان به سیستمهاي مخابراتی تلفن، سیستمهاي مخابرات سیار، سیستمهاي مخابرات ماهواره، شبکه هاي فیبر نوري، سیستمهاي انتقال رادیویی و غیره اشاره کرد.

متن کامل مقاله انتخاب بهینه سیستم مخابراتی براي اتوماسیون توزیع با استفاده از روش تصمیم گیری Fuzzy AHP و بهینه سازی ان توسط الگوریتم ژنتیک را از لینک زیر دریافت نمایید:

دانلود کنید.

پسورد : www.spowpowerplant.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود مقالات مهندسی برق, نیروگاه, کاهش زمان خاموشی الگوریتم ژنتیک مقاله بهینه سازی ا, سیستم های مخابراتی اختلال الگوریتم فازی, کیفیت توان سیستم توزیع تصمیم گیری نوسان برق پست
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 7:47  توسط spow  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر